126هستند كه نسبت به دو نشان نزديك به عرفه، از مكه نزديكترند و بنابراين چنانچه دو نشان ياد شده، علامت حدّ حرم از اين جهت در نظر گرفته شوند، درستتر از آن به نظر مىرسد كه حد حرم را پايينتر از آنها يا برابر آنها در جهت عرفه و نزديك به مسجد منسوب به آنها بدانيم كه سخن ازرقى در هر دو جا، چنين القايى در پى دارد؛ زيرا در دو نشان مورد نظر، دو قطعه سنگ وجود دارد كه روى هر كدام از آنها مرقوم شده است:
«أللّهم ّ أيد بالنّصر و الظّفر عبدك الشّاكر لأنعمك يوسف بن عمر، فهو الآمر بتجديد هذا العلم الفاصل بين الحل و الحرم ».
و نيز در آن نوشته شده است: «در سال ششصد و هشتاد و سه بنا شد». يوسفبن عمر همان ملك مظفر والى يمن است و رسم بر آن بوده كه چنين بنايى تنها بر اساس اخبار فراوان يا نشانى از قبل، صورت مىگرفته و بناى كهنه را بازسازى و نوسازى مىكردند. واللّٰه اعلم.
گروهى بر آنند كه «فاصلۀ حرم از اين سمت و جهت به ميزان هفت ميل است»، اشكالى كه بر اين گفته مىتوان وارد كرد اين است كه: فاصلۀ حرم، با در نظر گرفتن هر ميل برابر با سه هزار و پانصد ذرع - چه از باب بنىشيبه در نظر بگيريم و چه از بابالمعلاّة - بيش از ده ميل مىشود. اين فزونى نيز - همچنان كه اندكى پيش گفتيم - از آنجاست كه فاصله حرم از اين سمت - بنا بر آن كه ميل را چهار هزار ذرع بدانيم و مسافت را از باب بنى شيبه حساب كنيم - برابر است با نُه ميل و يك پنجم ميل و يك چهارم يك دهم ميل به اضافۀ دو هفتم ذرع ( (27 ذرع) +(14 +15 +9) ) مىشود و اگر از بابالمعلاّة منظور كنيم، برابر با هشت ميل و سه چهارم ميل و يك پنجم و يك دهم ميل و هفت هزارم ميل به اضافه دو هفتم ذرع خواهد شد و اگر فاصله حرم از اين جهت را با احتساب هر ميل برابر دو هزار ذرع بگيريم از مبدأ باب بنى شيبه به ميزان هجده ميل و سه پنجم ميل و دو صدم ميل به اضافه دو هفتم ميل و با احتساب بابالمُعَلّاة به عنوان مبدأ برابر با هفده ميل و نيم ميل و يك بيست و پنجم ميل و شش هفتم خمس يك صدم ميل خواهد شد و فاصلۀ