252حسن بر جانب راست او و حسين بر جانب چپ او بود و بنىهاشم در پى او روان بودند. عباس در اين هنگام به عمر گفت: كسى از غير ما خاندان با ما همراه مكن، پس به جايگاه نماز آمد و ايستاد. خداى را سپاس و ستايش كرد و آنگاه گفت:
خداوندا! تو خود بى آن كه از ما نظر بخواهى ما را آفريدى. تو خود مىدانى چه مىكنيم اما اين دانستنت تو را از روزى دادنمان بازنداشت. خداوندا! همان گونه كه در آغاز خلقت بر ما فضل و لطف روا داشتى، انجام نيز بر ما لطف كن.
راوى مىگويد: هنوز اين طلب باران به پايان نرسيده بود كه در آسمان ابرى آشكار شد و هنوز به خانههاى خود نرسيده بوديم كه بارانى سخت فرو باريد.
در اين هنگام عباس گفت: من فرزند آن كسىام كه به مردمان آب مىرساند. او اين سخن را پنج بار تكرار كرد.»
به هر روى، سقايت و آب رساندن از ديرباز از آن خاندان بنى هاشم بوده و عباس بن على نيز فرزند همين پاكان است. شيخ محسن ابوالحب (ف 1305 ه . ق.) در بيت شعرى مىگويد:
اذا كان ساقي الحوض في الحشر حيدر
فسقا عطاشي كربلاء ابوالفضل 1
بر خلاف آنچه برخى مقتل نويسان نوشته و آب آوردن عباس در كربلا را يك بار دانستهاند، او سه بار براى تشنگان خيمهگاه اباعبداللّٰه آب آورد. 2در كتابهاى مقتل آوردهاند كه عباس به شريعه رسيد، دست به زير آب برد، دو مشتى پر آب كرد تا بخورد. ناگاه تشنگى حسين و فرزند شيرخواره و ديگر مردان و زنان و كودكان را به ياد آورد. آب بر روى آب ريخت، مشك را پرآب كرد و راهى خيمهها شد.
در راه دشمنان كمين داشتند. آنان به سوى عباس تير مىافكندند و در اين ميان تيرى به مشك رسيد. عباس با مهاجمان بسختى پيكار كرد تا آن كه دست راستش از تن جدا شد.
با دست چپ شمشير زد اما دست چپ او را نيز بريدند. دشمنان او را از هر سوى در ميان