251او به لقب «حامى الظعينه» (پاسدار ناموس كربلا) هم خوانده مىشد. اين يكى از لقبهاى مشهور اوست كه در شعر شاعران نيز آمده است؛ از جمله در بيت شعرى از سيد جعفر حلّى كه مىگويد:
حامى الظعينة أين منه ربيعة
أم أين من عليها أبيه مكرم 1
«سقا» يا «ساقى تشنگان كربلا» از ديگر لقبهاى اوست و روايتهاى مختلف در اين باره اتفاق نظر دارند. البته سقا بودن و آب رساندن، در اين خاندان تازگى ندارد، خداوند براى عبدالمطلب چشمهاى از زمين سخت بر جوشاند، براى رسول خدا صلى الله عليه و آله در سوق ذى المجاز چشمهاى برجوشيد، بر راه اميرمؤمنان به صفين چشمهاى آشكار گشت، براى حسين در كربلا چشمهاى از زمين جوشيد، و عباس نيز آب رسان و آب آور بود.
ابن عساكر در «تاريخ دمشق» (ج 7، ص 347) روايتى از طريق جابر آورده و اين روايت به صراحت بر ساقى بودن اين خاندان دلالت دارد و براى هركس كه عناد و خيره سرى واگذاشته باشد يك نص است. در آنجا آمده است:
«سالى مدينه گرفتار قحطى و بىآبى شده بود. در آن سال سه بار از خدا باران طلبيدند و باران نيامد. پس عمر گفت: من به چيزى از خداوند باران خواهم خواست كه خواستهمان برآورد و بر ما باران فرستد. پس مردم را بر آن داشت خداوند را به على، به حسن و به حسين بخوانند. آنگاه در پى بنىهاشم فرستاد كه وضو سازيد و جامۀ پاك بر تن كنيد. سپس نزد عباس 2 رفت و بر در خانهاش كوبيد. چون بنىهاشم نزد او گرد آمدند بر آنان عطر ماليد. سپس عباس بيرون آمد، در حالى كه على پيشاپيش او،