79ناشايست مردمان پست باشد) و مىگويد: برخى از زنان فاسد و پست - و بويژه زنان مصرى - به مكه آمده و براى سرپوش گذاشتن بر فحشا، خود را از راه (الزواج بالمقاولة \ازدواج قراردادى) به همسرى مردى درآورده و آنگاه به شغل كثيف خود ادامه مىدهند.
هورغرونيه از مردمان اهل اندونزىِ ساكن در مكه تعريف و تمجيد فراوانى نموده و مىگويد: اين «جاوهايها» برخلاف ديگران براى تجارت و سود مادّى به مكه نمىآيند، بلكه غالباً براى انجام فرائض دينى و مجاورت، ساكن مكه مىگردند. (البته به نظر من گو اين كه مسلمانان اندونزى مردمانى پاك و خوشقلبند ليكن به نظر مىرسد توجه اين مستشرق به اين مردمان به علت هلندى بودن او مىباشد كه مدت زمان زيادى اندونزى را در تحت سيطرۀ استعمارى خود داشته است).
هورغرونيه مىگويد: برغم تعدد قوميتها و مليتها در مكه، چهرۀ عمومى شهر از جهت زبان و عادات و رفتارها، چهرۀ يك شهر مغرب عربى را دارد، در اين شهر افراد طبقۀ بالاى جامعه را شريفان و سادات و ديگر خانوادههاى ريشهدار و قديمى حاكم در مكه تشكيل داده و افراد طبقۀ پايين را ديگر اعراب مناطق حجاز كه به مكه مىآيند تشكيل مىدهند.
ليكن به اين نكته اشاره دارد كه همواره مردم طبقۀ پايين به سهولت و سادگى سر طاعت و تسليم در برابر شرفاى حاكم فرود نمىآورند. از اين رو هر گروهى بنا به عادت و رفتار قبيلهاى و ملّىِ خود عمل مىكند. و به رغم اين كه وضعيت عمومى، چهرۀ يك شهر مغرب عربى است، همگى از شريف مكه گرفته تا گداى سرگذر در اين امر اشتراك عقيده دارند كه هر كدام به راهى حاجيان را دوشيده و آنها را وسيلۀ امرار معاش خود قرار دهند؛ زيرا همگى - به صورت مستقيم يا غير مستقيم - از راه سفر حجاج