78نصيب خود مىكنند و به رغم حرمت شرعىِ ربا در اسلام، اين بازرگانان معمولاً با استفاده از حيلههاى شرعى و با وام دادن پول و گرفتن سودى با عنوان «مرابحه» سعى در شرعيت بخشيدن به معاملات ربوى خود دارند؛ برخى از اين راهها و حيلههاى شرعى عبارتند از نوشتن مبلغى در سند بيش از آنى كه بدهكار دريافت داشته و بايد بپردازد و ديگر آن كه اين جنسى را كه ارزش و بهاى مكى دارد به قيمت فاحشى به مديون فروخته و قيمت آن را كه در واقع برابر با سود وام خود است جزء وام او در موعد سررسيد دريافت مىدارد و بيشتر وامگيرندگان از مردمان طبقۀ متوسط مىباشند.
هورغرونيه مىگويد: رقيب سرسخت هنديها در تجارت و سودآورى، اهالى حضرموت هستند كه اين افراد معمولاً با دست خالى به مكه آمده و به علت قابليت فوقالعاده در تحمل سختيها و عقل اقتصادى، در مدت كوتاهى با انجام هر كارى كه برايشان پولآور باشد، به دارايى و ثروت دست مىيابند، اين افراد حتى به كارهايى كه با شرافتشان ناسازگار باشد نيز دست مىزنند بسيارشان در روز نخست با حرفۀ باركشى و جمّالى آغاز مىنمايند و پس از مدّتى در رديف بازرگانان جدّه قرار مىگيرند. علاوه بر اين دو گروه، مردمانى هم از يمن براى كسب و كار به مكه مىآيند ليكن اهالى يمن هرگز قادر به برابرى به حضارمه نمىباشند.
هورغرونيه پس از توصيف برخى مكّيان فقير ساكن در مكه، كه در آنجا به كار اشتغال دارند؛ نظير اعراب بدوى، مغربيها، افغانيها و جز اينها به سياهان آزاد، كه به «تكروريين» مشهورند، و بندگان آزاد شده اشاره دارد. او همچنين به كارهاى ناشايستى كه برخى زنان فاسد انجام مىدهند اشاره دارد (و به نظرم از يك استاد دانشگاه بعيد است كه در پى يافتن اعمال