77جدّه) به انگليسى ترجمه و آن را در سال 1830م. با عنوان «مكه در اواخر قرن نوزدهم» منتشر نمود. هورغرونيه در اين جلد به زندگانى مردم مكه و عادات و آداب و وضعيت اجتماعى و علمى آنان و ديگر ساكنين مكه و بويژه مردمان اهالى اندونزى، كه او از آنان با نام «جاوا» ياد مىكند، پرداخته است.
هورغرونيه دربارۀ ساكنين مكه مىگويد: هر تازه واردى هنگام راه رفتن در خيابانهاى مكه، تنوّع قوميت مردمان آنجا، توجهش را جلب مىكند، در ميان مردمان از تركان با چهرهها و پوستهاى سفيد و شفاف تا سياهان اهل نوبه با پوستى و چهرهاى يك دست تيره و سياه را مشاهده خواهد كرد. از سوى ديگر ميان بسيارى از اين قوميتها خصومت وجود دارد و مردمان هر مليتى گونههايى از نفرت خود را نسبت به قوميت ديگر ابراز مىدارند. و بيشتر اين مردمان به منظور مجاورت در كنار مسجدالحرام و جستن تبرك و ثواب در مكه اقامت گزيدهاند، ليكن گروههايى نيز به غرض تجارت و سودجويى و منافع دنيوى در آنجا ساكنند، ولى در عين حال، حتى مسائل دينى و عبادتى كه بسيارى را تشويق به ماندن در مكه مىكند، مانع از ارزيابى اين كار با ديدگاههاى مادى و دنيايى نمىشود، از اين رو بسيارى از مسلمانان اين جمله را تكرار مىكنند: «حج مبرور، ذنب مغفور و تجارة لا تبور» 1، هورغرونيه وجود فعاليتهاى تجارتى را دليل بر وجود منافع دنيوى در سفر حج دانسته است و مىگويد در اين بازار فعاليت و سودآورى هنديها با فروش مالالتجارۀ خود يا وام دادن، سود فراوانى را