80ارتزاق مىكنند.
هورغرونيه دربارۀ تجارت برده و بردگى مىگويد: انواع بردگان آفريقايى را مىتوان به وفور در دكههاى بردهفروشان يافت، و او در بازار بردهفروشان، كه عبارت بود از سالنى بزرگ در نزديكى دروازۀ مسجدالحرام (باب الدريبه)، همه نوع برده؛ اعم از مرد و زن را كه در معرض فروش بودهاند ديده است. برخى از اين بردگان به تازگى براى فروش به بازار آورده شده بودند و برخى ديگر براى چندمين بار به فروش مىرفتند. او به توصيف مفصلى از بازار و متاع آن؛ يعنى برده مىپردازد و مىگويد: احساس او از وضعيت فروش اين بود كه بردگان همانند گاوان به فروش مىرفتند؛ بويژه كنيزكان جوان، ليكن مىگويد با دقت بيشتر دريافته است كه اين دختران جوان هرگز از وضعيت خود ملول و پشيمان نبودهاند. اين مستشرق آنگاه به چگونگى جمعآورى و انتقال اين بردگان و تأثير بردگى آنان در انتشار اسلام در آفريقا و بيرون آن پرداخته و مىگويد: اعراب و مسلمانان به هر جاى آفريقا رفتهاند اسلام را تبليغ و نشر دادهاند و اين حقيقت كه هر جا روستا و دهى كه بردگان آن مسلمان شده و به آن بازگشتهاند، بزودى آثار پاكيزگى و اشتغال سكان آن به كار ثمربخش از قبيل كشاورزى و صنعت و آموزش روى آوردهاند. براى اروپاييان و مبشّرين مسيحى مشهود است و سادهترين راه براى تمييز ميان دهات و روستاهاى بتپرست و مسلمان اين پديده است. آنگاه هورغرونيه با ناراحتى به اين نكته اشاره مىكند كه مسيحيان مؤمن همواره از اين حقيقت خجلت زدهاند كه بردگانى كه نيمى از آنان لخت بوده و تحت سيطرۀ مسيحيان مىباشند، از تمدن اروپايى تنها گذاشتن كلاههاى پهن و گشاد و مشروبخوارى را آموختهاند، در حالى كه مسلمانان سياه به كار و توليد مشروع روى آوردهاند.