160ضرورى، از خانه بيرون نرفتند. براى مثال وقتى كه از سوده پرسيدند كه چرا حج عمره نمىروى؟ گفت يكبار حج بر من واجب بوده كه بجاى آوردهام و از اين به بعد بايد اطاعت امر حق وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ را بكنم. ايشان تا زنده بود همين كار را انجام داد.
قرآن مجيد شرط فضيلت زنان پيغمبر را تقواى آنان دانسته و مىفرمايد: يٰا نِسٰاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسٰاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ ؛ اى زنان پيامبر شما مانند ديگر زنان نيستيد و از آنان برتريد، اگر متقى و خدا ترس باشيد.» 1
در ميان همسران پيامبر، عايشه مستثنى بود و از آيات شريفه قرآن تمرد مىكرد.
براى مثال بازيچه دست طلحه و زبير شد و به جاى نشستن در خانه، به بصره رفته دستور داد تا موهاى سر و صورت و ابروان عثمان بن حنيف - والى منصوب امام على عليه السلام - را در بصره كندند و پس از ضرب و شتم، او را با تازيانه اخراج نمودند و بيش از يك صد نفر از مردم بىدفاع آن سامان را به قتل رساندند كه چهل نفر آنها در مسجد كشته شدند - به نقل از ابناثير، مسعودى، طبرى وابن ابىالحديد - آنگاه خودبا پوستپلنگوزره پوش، همانند يك مرد جنگى زمان جاهليت بر شترى كه عسكر نام داشت سوار شد و به ميدان آمد. در صورتىكه همان طلحه وزبير و ديگران، زنان خود را در خانه نشاندند ولى زوجه پيامبرخدا را بااوصاف فوق بهميدان كارزار ونبرد با على عليه السلام فرستادند. همان اميرالمؤمنينى - على عليه السلام - كه سه جلد از كتاب صد جلدى حافظ ابن عساكر، در مناقب وى مىباشد. در اين كارزار - كه به دليل حركت عايشه اتفاق افتاد - خون هزاران نفر ريخته شد.
جنگ عايشه با على عليه السلام نه تنها از روى محبت به على نبوده، بلكه از روى عداوت و دشمنى با وى بوده و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يكى از نشانههاى كفر و نفاق را بغض و جنگ با على عليه السلام بيان نموده است. مير سيد على - فقيه همدانى شافعى - در جلد سوم مودةالقربى از خود عايشه نقل مىكند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند با من عهد نموده كه هر كس بر على خروج كند كافر است و جايگاهش در آتش مىباشد.» 2 نكته جالب توجه آن است