159اهلبيت طهارت بلكه به دليل آزار و اذيتى كه حتى به خود پيغمبر مىكرد، مورد انتقاد قرار مىدهند. او بارها از دستورات رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله سر پيچى كرد و على رغم آگاهى از آيه شريفه: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِيناً ؛ آنانكه خدا و رسول او را آزار و اذيت كنند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعن كرده و براى آنان عذاب بزرگى مهيا ساخته است» 1 موجبات ناراحتى پيامبر را فراهم مىنمود.
براى مثال امام غزالى در جزء دوم احياء العلوم، مولى على متقى در جلد هفتم كنز العمال، ابويعلى در مسند و ابوالشيخ در كتاب امثال آوردهاند كه: روزى ابوبكر به ملاقات دخترش عايشه رفت. بين پيغمبر و عايشه ناراحتى پيش آمده بود، لذا پيغمبر ابوبكر را به قضاوت طلبيد. عايشه در وقت سخن گفتن: اهانت مىكرد و به پيغمبر مىگفت: «در گفتار و كردارت عدالت پيشه كن!» اين كلمات اهانتآميز چنان در ابوبكر تاثير گذاشت كه بلافاصله سيلى محكمى بر صورت دخترش نواخت و خون بر جامهاش سرازير گشت.
امام غزالى نيز در همان كتاب نقل نموده كه وقتى ابوبكر وارد منزل دخترش عايشه شد، دريافت كه رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله از عايشه ناراحت است. لذا خواست تا ميان آنها قضاوت كند.
پيغمبر خطاب به عايشه گفت: تو مىگويى يا من بگويم؟ عايشه در پاسخ گفت: «شما بگوييد. لكن به جز حرف راست و سخن حق چيزى نگوييد!!.» سپس در جملۀ ديگرى گفت: «تو همان كسى هستى كه فكر مىكنى پيغمبر خدايى!؟» 2
اگر كتب امام غزالى، تاريخ طبرى، مسعودى، ابن اعثم كوفى و ساير علماى بزرگ اهل سنت مطالعه شود، ملاحظه مىشود كه عايشه را متمرد اوامر خدا و رسولش خواندهاند. مگر در سورۀ احزاب خطاب به تمام زنان پيغمبر نيامده است كه: وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجٰاهِلِيَّةِ الْأُولىٰ ؛ در خانه هايتان نشسته و آرام گيريد و بدون ضرورت و حاجت بيرون نرويد و مانند زمان جاهليت خود آرايى و آرايش نكنيد.» 3 به همين دليل تمامى همسران رسولاللّٰه دستور قرآن را اطاعت نمودند و به غير از موارد