1082. از نخستين ويژگى عربها، تكبر، خودبينى و بزرگمنشى و به هيچگونه زير بار ظلم ديگران نرفتن بود. از اينرو بوسيدن دست و پا و سر ديگران، ميانشان متداول نبود. بلكه آن را جايز نمىدانستند و فقط براى پادشاهان و ستمگران، چنين كارهايى انجام مىشد.
پيامبر(ص) دوست نمىداشت كه عادات و رسوم زشت گردنكشان و زورگويان گذشته، ميان مسلمانان، به همان صورت زنده بماند؛ همانگونه كه دوست نمىداشت عادات و رسوم زشت اهل كتاب كه زاييده جهل و گمراهى بود، ميان مسلمانان رخنه كند؛ از اينرو در بسيارى از موارد، با عادات و رسوم ناپسند اهل كتاب و ملل ديگر، مبارزه و مخالفت مىكرد. وى مىخواست كه امت اسلامى كه از بهترين امتهاست، بر پاى خودش بايستد و براساس برنامههاى آسمانى و اسلامى خويش، تربيت شود و پيش رود. رسول خدا(ص) با اينكه نمىخواست امت اسلامى، از عادات و رسوم ديگران تقليد كند، اما در مواردى كه اين آداب و رسوم خطر و زيانى نداشت، از قبيل بوسيدن دست و سر ديگران، اجازه مىداد تا مردم آن را انجام دهند، همچنانكه ذكر آن گذشت.
چرا رسول خدا(ص) اجازه دستبوسى به آن مسلمان صحابى بزرگوارى كه پيامبر(ص) را از جان و مال و فرزندان و خاندانش، بيشتر دوست مىدارد، ندهد؟ مسلمانى كه در بوسيدن دست و پاى برترين هادى امتها و رهبر سعادت دو جهان و سرور جهانيان، هيچگونه احساس ذلت و خوارى نمىكند. بلكه در اين بوسيدن، احساس آرامش جان، آسايش دل، نشاط روان، اطاعت و تقرب به پروردگار و بركت