219معاوضى را جايز نمىداند، در جواب گفت: «من اشكالى در آن نمىبينم» 1 و... .
در نتيجه، حديث «اصحابى كالنجوم»، از نظر سند و دلالت، قابل مناقشه بوده و بىاعتبار است و ازاينرو نمىتوان به آن استدلال نمود.
آنگاه نويسنده مقاله، درباره لزوم پيروى از سلف، به قول ابنمسعود، استدلال مىكند كه از او، چنين نقل شده است:
من كان مُستنّاً فليستن بمن قد مات فإن الحي لا يؤمن عليه أولئك أصحاب محمد(ص) كانوا أفضل هذه الأمة وأبرّها قلوباً وأعمقها علماً وأقلها تكلفاً اختارهم الله لصحبته لإقامة دينه وعرفوا لهم فضلهم واتبعوهم على اثرهم وتمسكوا بما استطعتم من أخلاقهم وسيرهم فإنهم كانوا على الهدى المستقيم. 2
هركس اهلسنت است، بايد به سنت پيشينيان اقتدا كند؛ زيرا زندهها در امان نيستند و مقصود از پيشينيان، همان اصحاب محمد(ص) مىباشند كه برترين و پاكدلترين و ژرف انديشترين و كم تكلفترينِ اين امتاند. خداوند، آنان را براى همنشينى با پيامبرش برگزيد تا دينش را برپا دارند. آنگاه [ديگران] فضيلت آنان را بشناسند و راه آنان را دنبال كنند. ازاينرو هر قدر كه مىتوانيد، به اخلاق و سيره زندگى آنان، چنگ زنيد؛ زيرا آنان بر هدايت و راه مستقيم مىباشند.
نقد
گرچه ابنمسعود، صحابى است، ولى كلامش، وحى نمىباشد و از عصمت، برخوردار نيست. بىترديد، تنها كلام خدا و رسول و اهل عصمت و طهارت(عليهم السلام) از عصمت برخوردار است و حجيت دارد.
سپس نويسنده مقاله، به بارزترين مقدمات منهج سلفى، در تعامل با مخالفان پرداخته