202برمىآيد كه اين قضيه را ساخته و پرداخته يهود بداند كه در اينگونه مسائل، مهارت كامل داشتهاند؛ مسئلهاى كه به ادبيات اسلامى اسرائيلى، شناخته شده است. او از اين زاويه به عبدالله بن سبأ نظر مىكند و مىگويد: «ابنسبأ يا ابن اليهوديه يا ابن السوداء كه به سبب نكوهش و تحقير، چنين تعبيرهايى درباره او شده، كسى است كه شخصيتى اسطورهاى، به خود گرفته است...». 1
علامه طباطبايى(رحمه الله) نيز در اينباره، مىنويسد:
اين دو نفر كه طبرى از آنها روايت نقل كرده و تمام قصههاى عثمان را از آن دو نقل نموده، يعنى شعيب و سيف، هردو از دروغگويان و جعلكنندگان مشهورند كه علماى رجال، آن دو را ذكر كرده و مورد قدح و سرزنش قرار دادهاند و كسى را كه آن دو، از حديث ابن السوداء جعل كردهاند، همان كسى است كه او را عبدالله بن سبأ ناميدهاند و حديث او از احاديث جعلى، به اين دو نفر منتهى مىشود... . 2
«دكتر عبدالعزيز هلابى» در كتاب خود، به نام «عبدالله بن سبأ»، مىگويد:
خلاصه كلام ما در بحث عبدالله بن سبأ اين است كه او، شخصيتى وهمى است و وجود خارجى ندارد و برفرض كه وجود خارجى داشته باشد، بهطور حتم، او چنين جرئتى نداشته است كه موقعيتى را كه سيف به او نسبت داده، انجام دهد؛ نه از لحاظ سياسى و نه از لحاظ عقيدتى. 3
«دكتر على وردى» در كتاب «وعاظ السلاطين» مىگويد:
عبدالله بن سبأ، غير از عمار بن ياسر نيست. قريش، عمار را سركرده انقلابيان ضد عثمان، به حساب مىآورد. ولى در ابتدا نمىخواست كه تصريح به نام او نمايد و