201او نخستين كسى است كه بهطور جداگانه، درباره شخصيت عبدالله بن سبأ، سخن گفته و به تفصيل نگاشته است. اين مسئله، باعث شده است تا ايشان، با ديد سلبى، به تمام روايات سيف بن عمر نظر كند و او و رواياتش را نقد و بررسى نمايد و از آنجا كه درصدد اثبات اسطوره بودن شخص و شخصيت او بوده است، درصدد برآمده تا هرچه را كه مانع راه خود مىباشد، نقد و ابطال نمايد.
ايشان در ابتدا، درصدد برآمده است تا ثابت كند قصهاى را كه مربوط به فتنه قتل عثمان و دخالت عبدالله بن سبأ و سبائيون در آن است و عمدتاً طبرى نقل كرده و ديگران نيز از او گرفتهاند، تنها به سيف بن عمر نسبت دهد و سپس درصدد نقد و جرح او برآمده است. ايشان ابتدا با مقايسه بين مجموعه روايات سيف و روايات مشهور، به اثبات رسانده كه روايات سيف، غالباً مخالف مشهور مورخان است. سيف در تمام رواياتش، جانب مدرسه خلفا را گرفته و درصدد تنقيص اسلام و رسولخدا(ص) و اهلبيت آن حضرت، برآمده است.
سيف بن عمر، كسى بود كه افرادى را به اسم صحابى، جعل كرده و قصههاى جعلى را به آنان، نسبت داده است كه از آن جمله، واقعه فتنه قتل عثمان و نسبت دادن آن، به عبدالله بن سبأ است.
او در ادامه به شخصيت عبدالله بن سبأ در كتب تراجم و رجال و حديث پرداخته و درصدد برآمده است تا رواياتى را كه با فرض وجود او، احكامى را بر او مترتب كردهاند، مورد خدشه و مناقشه قرار دهد... . 1
«ابراهيم محمود» نيز در ابتدا با احتياط شديد، وارد موضوع بحث شده و با سؤال و استنطاق، به بحث درباره عبدالله بن سبأ مىپردازد و معتقد است كه در شخصيت او و اهميت بخشيدن به آن، مبالغه شده است؛ شخصيتى كه محرك اصلى فتنه و منبع ظهور مخالفان دولت اسلامى بوده است... . ولى بار دوم كه به اين موضوع مىپردازد، درصدد