195شخصيت او را ساختهاند تا هرگونه حادثه در جامعه اسلامى را به نام او ثبت كنند تا بتوانند اعتبار صحابه را حفظ كنند. گرچه او، شخص ابن سبأ را انكار نمىكند، ولى موقعيت و محور بودن او را در حوادث عصر خلفا، انكار مىنمايد.
نويسنده، در آخر مىگويد:
اما آنچه به بحث ما مربوط مىشود، تاريخ پيدايش تشيّع است. به عقيده ما، وجود ابنسبأ - بر فرض وجود - نمىتواند دليل باشد كه تشيّع در آن تاريخ، ظهور و بروز پيدا كرده است. ازاينرو شيعه، از او هيچگونه روايتى را نقل نمىكند و به همين علت، نمىتوان عصر او را مبدأ تاريخ شيعه و تشيّع، به معناى دقيق آن، دانست. 1
«حسن بن فرحان مالكى» در رد كلام «دكتر سليمان عوده»، مىگويد:
تمام مقالات دكتر سليمان عوده، نتيجه سوء فهم يا اسائه ادب او يا تعمد او در تحريف است؛ درحالىكه بايد صحيحترين اقوال را انتخاب كند. او گمان مىكند كه من، وجود عبدالله بن سبأ را بهطور مطلق، نفى مىكنم. به يقين، من چنين چيزى را نگفتهام. بلكه در مجله «الرياض» و در مقالات سابق، خود تصريح نمودهام كه درباره وجود عبدالله بن سبأ، توقف نمودهام؛ گرچه به شدت، موقعيت و فعاليت او را در فتنه ايام عثمان، نفى مىكنم... .
فقيهى خودش اعتراف دارد كه سيف بن عمر، موقعيت عبدالله بن سبأ را بزرگ جلوه داده است. ولى جرأت نكرده بگويد سيف، موقعيت عبدالله بن سبأ را در فتنه، جعل كرده است. مىگويم اين سخن من است كه مقيد به فتنه مىباشد كه بر تعليقه بر گفتار فقيهى گفتم و مطابق اين گفتار، برخى از روايات سيف، همانند بزرگ جلوه دادن موقعيت عبدالله بن سبأ، از درجه اعتبار ساقط مىشود.