129سال است و بيست سال و سى سال و شصت سال و هفتاد سال و هشتاد سال نيز گفته شده و اين، مقدار متوسط از عمرهاى اهل زمان است... .
سپس از «ازهرى» چنين نقل مىكند:
و الذي يقع عندي - والله اعلم - انّ القرن أهل كل مدة كان فيها نبي أو كان فيها طبقة من أهل العلم قلّت السنون أو كثرت. 1
و نزد من ثابت شده است - خدا داناتر است - قرن، اهل هر مدتى است كه در آن، پيامبرى بوده يا در آن، طبقهاى از اهل علم وجود داشته است؛ سالهاى آن، كم باشد يا زياد.
فيروزآبادى نيز «قرن» را به همين معنا گرفته و به اهل زمان واحد و امتى بعد از امتى، تفسير كرده و سپس به قول شاعر، استشهاد نموده است كه گفت:
إذا ذهب القرن الذي انت فيهم
و خُلفت في قرن فأنت قريب 2
هرگاه قرنى كه تو در آن هستى، بگذرد و در قرن ديگرى، قرار داده شدى، تو نزديكى.
بنابراين، حديث «عبدالله بن مسعود»، دلالت مىكند بر كرامت سه قوم پياپى كه بر يك ملاك، زندگى مىكنند و يك عنوان، آنان را به هم ربط مىدهد و اما اينكه مدت هر امتى، چه مقدار است، حديث عبدالله بن مسعود، از آن ساكت است.
درخور توجه است كه خود ابنحجر، در ابتداى كلامش، به اين مطلب آگاهى داده و در تفسير حديث «خير القرون قرني»، گفته است:
أي أهل قرني و القرن أهل زمان واحد متقارب اشتركوا في أمر من الأمور المقصودة. و يقال: انّ ذلك مخصوص بما إذا اجتمعوا في زمن نبي أو رئيس يجمعهم على ملة أو مذهب أو عمل. 3