127و أما الذين بعدهم فان اعتبر منها كان نحواً من خمسين فظهر بذلك انّ مدة القرن تختلف باختلاف اعمار اهل كل زمان.
و اتفقوا انّ آخر من كان من اتباع التابعين ممّن يقبل قوله من عاش إلى حدود العشرين و مائتين و في هذا الوقت ظهرت البدع ظهوراً فاشياً و اطلقت المعتزلة السنتها و رفعت الفلاسفة رؤوسها، و امتحن أهل العلم ليقولوا بخلق القرآن و تغيرت الأحوال تغيراً شديداً ولم يزل الأمر في نقص إلى الآن. 1
درباره صفت پيامبر(ص) در گفتار خود حضرت، چنين آمده است: «من در بهترين قرنهاى بنىآدم، مبعوث شدم» و در روايت بريده نزد احمد، آمده است: «بهترين اين امت، قرنى است كه من، ميان آنان، برانگيخته شدم». پس روشن شد كه بين بعثت و زمان مرگ آخرين نفر از صحابه، حدود 120 سال يا كمتر يا كمى بيشتر بوده است؛ بنابر اختلافى كه در [تاريخ] وفات ابوالطفيل است و اگر بعد از وفات او، اعتبار شود، به صد سال يا نود سال يا 97 سال مىرسد.
و اما قرن تابعان، اگر از سال صدم حساب شود، حدود هفتاد يا هشتاد سال مىگردد.
و اما كسانى كه بعد از تابعان بودهاند، اگر آنان اعتبار گردند، حدود پنجاه سال مىشود و از اينجا روشن مىشود كه مدت قرن، به اختلاف عمرهاى افراد هر زمان، مختلف است.
و اتفاقنظر كردهاند بر اينكه آخرين فرد از پيروان تابعان، از كسانى كه قولش، قبول مىشود، كسى است كه تا حدود 220 ه .ق، زندگى كرده است و در اين وقت است كه بدعتها آشكارا پديد آمد و معتزله زبان گشودند و فلاسفه سربرآوردند و اهل علم، به اينكه بگويند قرآن مخلوق است، امتحان شدند و اوضاع و احوال تغيير شديدى يافت و امور هميشه در حال نقصان بوده و تاكنون، ادامه دارد.