126يلونهم ثم الذين يلونهم» 1؛ «بهترين قرنها، قرن من است. سپس كسانى كه بعد از آنها آمدند. سپس كسانى كه بعد از آن دسته آمدند».
تحليلى درباره حديث «خير القرون»
عمده دليلى كه باعث شد احمد بن حنبل، براساس آن، توجه به سنت سلف را پايهريزى نمايد و اين مذهب را براى خود انتخاب كند، حديثى است كه بخارى در چند موضع از حديثش، از عبيده، از عبدالله بن مسعود، نقل كرده است كه گفت:
خير القرون قرني ثم الذين يَلونهم ثم الذين يلونهم ثم يجيء اقوام تسبق شهادة احدهم يمينَه و يمينُه شهادته. 2
بهترين قرنها، قرن من است. سپس كسانى كه بعد از آنها آمدند. سپس كسانى كه بعد از آن دسته آمدند. آنگاه اقوامى مىآيند كه گواهى يكى از آنها بر قَسَمش پيشى مىگيرد و نيز [گاهى] قَسَمش بر گواهىاش.
ابنتيميه، مجدد سلفىگرى در قرن هشتم و پيروان او، اين حديث را به سه قرن تفسير كردهاند و كسانى را كه در آن سه قرن، زندگى مىكردند، الگو پنداشته و قول و فعل و تقرير آنان را حجت دانستهاند؛ گويا آنان، معصوم مىباشند.
ابنحجر در شرح اين حديث، مىگويد:
و قد سبق في صفة النبي(ص) في قوله: «و بعثت في خير قرون بنيآدم». و في رواية بريدة عند احمد: «خير هذه الأمة القرن الذي بعثت فيهم». فقد ظهر انّ الذي بين البعثة و آخر من مات من الصحابة مائة و عشرون سنة أو دونها أو فوقها بقليل على الإختلاف في وفات أبيالطفيل و ان اعتبر من بعد وفاته فيكون مائة سنة أو تسعين أو سبعاً و تسعين.
و أما قرن التابعين فان اعتبر من سنة مائة كان نحو سبعين أو ثمانين.