1072. سياستمدارى شيعيان به لحاظ خطر حمله درباره وهابيان؛
3. تعارض و دشمنى مشترك خاندان هاشمى و شيعيان با سعودىهاى وهابى.
نقاش درباره چگونگى بروز تفرقه، به دو گونه واكنش برابر دخالت انگليس در سرنوشت عراق اشاره دارد: اهلتسنن طرفدار اصلاح سياسى بودند بدون انقلاب؛ اما شيعيان، قطع سريع سلطه انگليس بر عراق را در نظر داشتند. برخلاف اين گرايش ملى، انگليس توانست از طريق «سرپرسى كاكس»، ملكفيصل را از شركت در كنفرانسى كه شيعيان به همين منظور در سال 1922م تشكيل داده بودند، منصرف سازد.
با شركت نكردن فيصل در كنفرانس استقلالطلبانه، عامل اصلى وحدت شيعيان و اهل تسنن عراق از بين رفت. ابتدا شيعيان كوشيدند با حضور در امور آموزشى، در نظام سياسى عراق حضور داشته باشند. اما چون بعضى از مراجع عظام شيعى، استخدام در ادارات دولتى عراق و پذيرفتن مناصب سياسى را مكروه اعلام كرده بودند، حضور شيعيان در دستگاه دولتى ضعيف شد. دولت از اينگونه فتواى عالمان شيعه استقبال مىكرد. گروههايى كه چندان به اين فتواها پايبند نبودند، مشاركت بيشتر در دولت را مىخواستند؛ اما اقدامات حكومت «على جودت الايوبى» در حذف شيعيان و سپردن مشاغل دولتى به اهل تسنن، زمينهساز شورشهاى سال 1935م شد. 1
بهطور كلى شيعيان از رسيدن به مراكز قدرت در عراق محروم بودند؛