88و اينچنين در طول تاريخ، انبياء و اوليا را انگيزهاى مقدس بوده است كه سنت اربعين را گرامى بدارند و بسيارى از تأليفات خويش را بر مفهوم اربعين مدون كرده يا با نام اربعين مزين نمايند. هرچند كلمه «اربعين» از اعداد و كمّيات است، ولى در عرفان اسلامى، اين واژه «كمّى» در ارتباط با كيفيات مطرح مىشود، ولذا تكرار عمل و تلقين سخن تا چهل مرتبه (اربعين) تكميل كننده ابعاد روحانى و عرفانى انسان دانسته شده است.
رواياتى كه درباره اربعين و اربعينيات وارد شده، بيشتر به سير باطنى و تعالى روحى توجه دارد و در واقع، چنين استفاده مىشود كه انسان هر حركت مخلصانه و خداخواهانهاى را كه تا چهل بار ادامه داده باشد، دريچهاى از نور و روشنايى به روى او گشوده مىشود و آغاز يك سلسله جوششها و لذتها، بينايىها و رويشها در زندگى روحانى و معنوى اوست. قرآن مجيد در سوره احقاف آيه 15 بعد از اينكه سير طبيعى بشر را در تكوين و خلقت بيان مىكند و او را به سن «چهل» كه مىرساند در فضاى ديگرى قرارش مىدهد و اربعين را سرفصل زندگى معنوى او مىشمارد:
(وَوَصَّينَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِى أَنْعَمْتَ عَلَى وَعَلَى وَالِدَى وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّيتِى إِنِّى تُبْتُ إِلَيكَ وَإِنِّى مِنَ الْمُسْلِمِينَ) ؛ و ما انسان را به نيكى و احسان نسبت به پدر و مادرش سفارش كرديم، بهويژه مادر كه با رنج و مشقت دوران حمل و زايمان را تحمل نمود و مدت حاملگى و دوران شيرخوارگى او بر روى هم سى ماه بود تا اينكه رشد كرد و اندامش استوار گرديد و رفته رفته به چهل سال رسيد. پس از گذشت چهل سال، عرض كرد: پروردگارا! مرا بر نعمتهايى كه به من و پدر و مادرم عطا كردى، شكر بياموز و به آن كارى كه موجب رضاى توست موفّق بدار و فرزندانم را صالح گردان. خداوندا! من به سوى تو بازگشتم و از مسلمين و تسليم شدگان اوامر تو هستم.
اين آيه را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد كه بخش اول آن، مربوط به دوران رحم مادر و هنگام شيرخوارگى و نوجوانى و جوانى تا سن چهل سالگى است. بخش دوم آيه از اربعين به بعد است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. نكاتى كه در اينآيه بعد از «اربعين» آمده، كاملاً حالات روحى و عرفانى انسان مسلمان را مشخص مىكند و بيان مىكند كه