182همچنين اگر اين روايت را بپذيريم كه اهلبيت را در شام به مدت يك ماه در جايى نگهدارى كردند كه ايشان را از گزند سرما و گرما حفظ نمىكرد و اگر بعد از اين ايام به سوى مدينه يا عراق حركت كردهاند، در بيستم صفر همان سال به كربلا نرسيدهاند. به علاوه، جابر بن عبدالله انصارى نيز نمىتواند در اربعين حسينى خود را به نينوا رسانده باشد؛ چرا كه انتشار وقايع سوزناك كربلا در حجاز و باخبر شدن جابر از اين ماجرا و حركت او به سوى كربلا به بيش از چهل روز زمان نياز دارد و با اين وصف، اهلبيت در غير اربعين اول با جابر ملاقات كردهاند؛ 1در صورتى كه كارگزاران حكومتى بعد از فجايع نينوا توسط پيكهايى اين رخداد را در سرزمينهاى تحت امر خود از جمله مدينه منتشر كردند و جابر با دريافت اين خبر در بيستم صفر به كربلا رسيده است، اينكه عدهاى اربعين را با توجه به دورى راه، توقف در بين راهها و اقامت در كوفه و شام، در همان سال 61 هجرى بعيد دانستهاند و يادآور شدهاند كه اهلبيت از شام عازم مدينه شدهاند و در بيستم صفر سال 62 هجرى به زيارت شهيدان كربلا آمدهاند، قابل تأمل مىباشد؛ زيرا امام سجاد (ع) و حضرت زينب (عليها السلام) و ساير اهلبيت براى رفتن به مزار شهيدان لحظهشمارى مىكردند و مشتاق بودند هرچه سريعتر اين مهم صورت گيرد. پس به تعويق انداختن اين زيارت، دور از واقعيت است. بنا بر برخى نقلها حضرت زينب كبرى (عليها السلام) در محرم سال 62 هجرى و برابر اقوال ديگر در 14 يا 15 رجب سال بعد از واقعه كربلا رحلت نموده است. اگر خبر اول را بپذيريم و درگذشت اين بانو را در محرم بدانيم، در اين صورت حضورش در اربعين منتفى مىگردد؛ در حالى كه حضور ايشان در اربعين مورد تأييد تمام مورخان و محدثان است و در اين باره ترديدى وجود ندارد و اگر رحلت زينب (عليها السلام) را در رجب بدانيم، آن هم نمىتواند حضور ايشان را در اربعين سال 62 هجرى را به اثبات برساند؛ زيرا آن بانوى شجاع و قهرمان در ماههاى آخر عمر در مدينه اقامت نداشته تا از آنجا عازم كربلا گردد. از سوى ديگر يزيد و كارگزارانش به دليل فشارهاى تبليغاتى و شرايطى كه حقايق كربلا را فاش ساخته بود، قادر نبودند اسيران اهلبيت را در كوفه و شام نگه دارند و نه تنها موافقت كردند كه آنان هرچه سريعتر اين قلمرو را ترك كنند، بلكه امكانات لازم را براى رفتن آنان به هر مكانى كه مىخواهند، فراهم ساخت.