164نداشتند و با اين همه، نسبت به زائران حسينى و طلاب، بسيار سخاوتمندانه رفتار مىكردند و از هيچ چيز مضايقه نمىكردند. 1
حجتالاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان از اعضاى بيت حضرت امام كه سالها در نجف ساكن بود و در اين مراسم شركت مىكرده، مىگويد:
به هنگام ظهر و مغرب، به هر نقطه كه مىرسيدى، حق عبور از آنجا را نداشتى؛ چون مالك و ساكن نخلستان بر سر راه ايستاده بود و زائران را به ضيافت خويش فرا مىخواند؛ گويى جاده خاكى كربلا را بخشى از حريم خانه خود مىدانست و خارج شدن ميهمانان را در هنگام ظهر و شب، بدون صرف ناهار يا شام، ننگى بزرگ مىپنداشت و گاهى كه قصد داشتيم تا پاسى از شب به راه خود ادامه دهيم، عربى روستايى جلو مىآمد و اصرار مىكرد و اگر نتيجه نمىگرفت، تهديد مىكرد و با شدت و غضب، تفنگ خود را آماده شليك مىكرد؛ اما نه براى كشتن ميهمانان، بلكه آن را به حاج آقا مصطفى مىداد و مىگفت: «اگر مىخواهيد برويد؛ برويد اما از روى نعش من!» نشانه بزرگى و بزرگوارى اين عربها، بزرگتر بودن سالن پذيرايىشان بود. سالن پذيرايى يا «مضيف» از نِى و شاخههاى خرما به صورت كانالى با سقف مدوّر ساخته مىشد و دو سوى آن باز بود و در برابر سرما و گرما كاملاً عايق بود و در تابستان با پاشيدن آب روى آن، هواى درون آن خنك مىشد. معمولاً بزرگ خانواده يا عشيره با مهمانان مىنشست و جوانها پذيرايى مىكردند و براى پذيرايى، بهترين چيزهاى خود را در طبق اخلاص مىگذاشتند؛ گوسفند مىكشتند و سرشير گاوميش و ماست بر سر سفره مىگذاشتند و براى هر نفر كاسهاى روغن حيوانى مىآوردند و خلاصه، گويى همه زندگى و امكانات آنان وقف امام حسين (ع) و زوار آن حضرت بود. 2
حجتالاسلام سيد علىاكبر محتشمى، يكى ديگر از شاهدان اين صحنههاى تاريخى در اينباره مىگويد:
در طول مسير، روستاهاى كوچك و بزرگى بود كه مردمش به زراعت، باغدارى، پرورش نخل خرما و دامدارى اشتغال داشتند. نخلستانها، باغها و مزارع آنها به وسيله نهر فرات، مشروب مىشد و بهرهبردارى از آب نهر فرات به وسيله «ناعور» 3، انجام مىگرفت. هر روستا يك مضيف (ميهمانسرا) داشت كه در طول سال، بهخصوص موسم زيارتى، هر كس از آنجا عبور مىكرد، در آن