163خود، زائران حسينى را اطعام مىدهند. آنان اعتقاد عجيبى به ميهمانان دارند و گاهى ديده شده كه گرد خاك پاى زائران را به تبرّك مىبرند. عشاير حاشيهنشين رود فرات، در ايام مراسم پيادهروى، چادرهاى بزرگى كه به آنها «مضيف» مىگويند، با فاصلههاى معيّنى در اين مسير برپا مىكنند و زائران را براى پذيرايى و استراحت، در آنها جاى مىدهند.
آيتالله مكارم شيرازى كه در يكى از اين پيادهروىها حضور داشته، با اشاره به خاطره پيادهروى از نجف به سوى كربلا، در مورد پذيرايى مردم از زوار چنين نقل مىكنند:
وقتى به يكى از اين مُضيفها رسيديم، صاحب مضيف دعوت و اصرار كرد كه مهمان او بشويم و آنجا استراحت كنيم. به او توضيح داديم كه چون امروز كم راه رفتهايم و بايد مسافت بيشترى را طى كنيم، فرصت ماندن نداريم. پس از كمى اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضيف كه معلوم بود چند وقتى است مهمان برايش نرسيده و از اين بابت خيلى ناراحت است، ناگهان چاقويش را درآورد و تهديد كرد كه من مدتى است مهمان برايم نيامده و شما حتماً بايد مهمان ما بشويد! اينقدر مهمانى كردن زائر امام حسين (ع) در نزد اينها اهميت و ارزش داشت. . . البته بالاخره بعد از اينكه توضيح بيشترى برايش داديم و قول داديم كه از طرف او زيارت كنيم، اجازه داد كه برويم. 1
مرحوم آيتالله ملكوتى كه خود بارها در اين پيادهروى حضور داشته، در اينباره مىگويد:
اين عشاير از نظر اقتصادى چندان وضع مطلوبى نداشتند و كنار فرات، هر كدام مقدار اندكى برنجكارى مىكردند و غذاهاىشان هم اغلب برنج و ماست بود و خورش ديگرى