160فلسفه، تفسير، عرفان و اخلاق از وى پرسيده شد كه حدود چهار ساعت به طول انجاميد و حاج آقا مصطفى بدون اين كه مطالعه و مراجعه به كتابى كند، همه را كامل جواب داد كه من بسيار متعجب شدم كه او اين قدر بااستعداد است. 1
آقاى محتشمى مىگويد:
در اوقات صبح، ظهر و شام، نماز به امامت آيتالله حاج آقا مصطفى خمينى (رحمه الله) اقامه مىشد و شبهنگام، پس از نماز مغرب و عشاء، دعاى توسل و زيارت عاشورا خوانده مىشد. اگر شب جمعه در راه بوديم، دعاى كميل و ذكر مصيبت توسط دوستان انجام مىگرفت. از خصوصيات مرحوم حاج آقا مصطفى اين بود كه هر شب، قبل از اذان صبح برمىخواست و به نماز شب مىپرداخت. او بسيار خوشمشرب و خوشمسافرت بود و در سفرها با همراهان دوست و رفيق بود و همواره سعى مىكرد به كسى سخت نگذرد و مواظب بود كسى عقب نيافتد و جا نماند. در جلسات گفتوشنودى كه اغلب شبها رفقاى همسفر دور هم جمع مىشدند، از هر درى سخنى به ميان مىآمد و حاج آقا مصطفى، پيوسته متذكر بود و زير لب اذكارى را زمزمه مىكرد. در تابستانها به علت گرمى طاقتفرساى هوا، بعد از اذان صبح حركت مىكرديم و تا دو سه ساعت بعد از طلوع آفتاب، راه مىرفتيم؛ سپس در محلى توقف مىكرديم و صبحانه و نهار در همان جا صرف مىشد و عصر كه مقدارى از گرماى هوا كاسته مىشد، باز حركت از سر گرفته مىشد. 2
مرحوم حجتالاسلام والمسلمين سيد تقى درچهاى نيز مىگويد:
چندين بار همراه آيتالله حاج آقا مصطفى خمينى از نجف پياده به سوى كربلا رفتيم و گاهى سه تا چهار روز، حدود 20 فرسخ در راه بوديم. ما مسير را از خيابان با وجود كوتاهى راه، به دليل آفتابى بودن، تغيير داده، از كنار دجله و فرات و داخل نخلستانها كه واقعاً باصفا بود، مىرفتيم. در اين سفرها دوستانى چون آقايان اسلامى، عليان، احسانى، كيانى، حليمى كاشانى، آقاى مجتبى قائمى، آقاى حاج آقا نصرالله شاهآبادى و آقاى رضوانى كه در حال حاضر امام جماعت مسجد حاج سيد عزيزالله هستند، همراه بودند. حاج آقا مصطفى با پاى برهنه و حتى بدون جوراب، حركت مىكرد و از هر كس مختصر صدايى داشت، مىخواست اشعارى را در مقام و عظمت امام حسين (ع)