117فريضهاى است از طرف خداوند كه بر هر مسلمانى واجب است.
در حديث ديگرى حضرت صادق مىفرمايد:
«إِنَّ أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع شُعْثٌ غُبْرٌ يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ رَئِيسُهُمْ مَلَكٌ يُقَالُ لَهُ مَنْصُورٌ فَلَا يَزُورُهُ زَائِرٌ إِلَّا اسْتَقْبَلُوهُ وَ لَا يُوَدِّعُهُ مُوَدِّعٌ إِلَّا شَيَّعُوهُ وَ لَا مَرِضَ إِلَّا عَادُوهُ وَ لَا يَمُوتُ إِلَّا صَلَّوْا عَلَى جِنَازَتِهِ وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ» ؛ 1حقيقتاً 4000 فرشته كنار قبر حسين (ع) ژوليدهمو و غبارآلود وجود دارند و براى آن حضرت تا روز قيامت مىگريند. رئيس آنها منصور نام دارد. هيچ كس به زيارت آن حضرت نمىرود، جز آنكه به استقبالش مىروند و كسى با ايشان وداع نمىكند، جز آنكه بدرقهاش مىكنند و زمانى كه از دنيا رحلت نمود، بر جنازهاش نماز مىگزارند و براى او پس از مرگش استغفار مىكنند.
در بسيارى از روايات، زيارت امام حسين (ع
) «أَفضل اعمال» و «أَحَبُّ الْأَعْمالِ إِلَى اللهِ» توصيف شده است. 2نكته مهمى كه لازم است به آن اشاره كنيم، توجه به اصل تولّى و تبرّى است. همين اصل است كه زيارت ائمه هدى را تا اين اندازه مهم و ارزشمند كرده است. آيتالله سعادتپرور در اين باره مىگويد:
بايد توجّه داشت كه اساس دين اسلام و بلكه ديگر اديان الهى، بر اصل تولّى و تبرّى استوار است و آن روزى كه اين اصل اساسى فراموش شود، بايد اسلام را فراموش شده تلّقى نمود. نيز روشن است كه تولّى و تبرّى - كه آنهمه در سخنان معصومان مورد نظر قرار گرفته - تنها به گفتار نيست؛ بلكه بايد با تمام وجود تا سر حدّ نثار جان، در راه زنده نگه داشتن آن كوشيد؛ چنانكه سيّدالشّهدا (ع) از آغاز تا پايان حركتش و نيز اسيران اهلبيت از كربلا تا بازگشت به مدينه، در عمل، اين هدف را دنبال كردند. پس از ايشان نيز، شيعيان امام حسين (ع) مأموريّت يافتند كه هدف نهضت حضرت را با آثار تولّى و تبرّى نسبت به وى (گريستن، ندبه، تباكى و شعر گفتن براى او و زيارت مزارش و. . .) حفظ نموده و در قول و عمل، مخالفت و انزجار و تبرّى را با يزيديان زمان و موافقت و محبّت و تولّاى خود را با حسينيان وقت اعلان نمايند تا ديگر دشمنان اسلام نتوانند همچون كسانى كه از زمان رسول الله (ص) پيش از سيّدالشّهدا (ع) به اسلام ضربه زدند، كوچكترين خللى در راه رشد و پيشرفت اسلام ايجاد كنند. در سايه همين حفظ آثار تولّى و تبرّى نسبت به آن بزرگوار بود كه پس