69حرم و خادمان روضه حضرت نبى(ص) به وطن بازگشت و مورد عفو شاهرخ واقع شد. 1
برخى نيز به حالت قهر به مكه مىرفتند؛ كسانى كه انتظار بيشترى از شاه داشتند يا احساس مىكردند به حق خود نرسيدند و يا شاه آنان را آزار مىداد، سفر حج را برمىگزيدند. از اين موارد، مىتوان شاه محمود، برادر ملك قطبالدينبنشاه على، ملك سيستان را نام برد كه با شنيدن خبر مرگ تيمور، عليه برادر شورش كرد. او از شاهرخ انتظار حكومت سيستان را داشت و در اين راه بسيار كوشيد. وى پس از نااميد شدن به حج رفت. شاهرخ يكى از بزرگان دربار را به همراه استمالتنامه و چند حكم سفيد مهمور، به اين معنا كه هرآنچه طلب دارد، بنويسد، براى وى فرستاد. در سال 888ه.ق نيز شاهزاده محمدسلطان، معروف به ميرزا كجيك كه به خاطر گفتار و كردارش شاه سلطان حسين بايقرا را آزرده و به همين دليل مدتى حبس شده بود، پس از آزادى اجازه حج گرفت و روانه مكه شد. 2
فرار از دسيسههاى دربارى
توطئهها و دسيسههاى دربارى، از ديگر مواردى بود كه سياستمداران براى رهايى از آن، چارهاى جز سفر حج نمىديدند؛ زيرا دشمنى با يك نفر، تنها هنگامى پايان مىيافت كه وى را به قتل برسانند؛ هرگاه كسى مرتبهاش نزد شاه بالا مىرفت، درباريان به وى حسادت، و عليه او توطئه مىكردند. همچنين اگر كسى ميان اميران و مردم چنين منزلتى مىيافت، شاه براى او دسيسه مىكرد. اين همان سرنوشتى بود كه اميريسور به آن دچار شد؛ وى كه در زمان ابوسعيد نزد همه محبوب، و حتى مادر سلطان خواستار ازدواج با او بود، وقتى فهميد اطرافيان در پى حيلهاند تا وى در دربار ماندگار نشود، به بهانه حج، به مكه رفت. گرچه درباريان كسى را اجير كردند تا در حين طواف وى را بكشد. 3