70شيخ حسن جورى، از رهبران سربداران نيز به خاطر دسيسههاى فتنهانگيزان، از قهستان عازم سفر حجاز شد كه البته در راه با دلجويى و عذرخواهى، مانع سفر او شدند. 1
معزالدين ملك حسين سمنانى، به دليل توطئه سيد فخرالدين وزير، عليه او، از شيراز به حج رفت. 2 خواجه قطبالدين طاووس سمنانى وزير نيز كه بهخاطر خطايى، مؤاخذه و سپس بخشيده شده بود، چون به حكم شاه اعتماد نداشت، به سرعت عازم حج شد. شاه سلطان حسين بايقرا، همينكه از رفتن او و اقامتش در عراق باخبر شد، سفارشنامهاى براى وى، به حسنبيك آققويونلو نوشت. همچنين اميرعليشير نوايى، در نامهاى متعهد شد كه اگر برگردد، نه تنها جانش در امان است، بلكه همان منصب پيشين را باز هم خواهد داشت. 3 با اينحال خواجه نپذيرفت. سلطان طى نامهاى از يعقوب بيك قراقويونلو خواستار بازگرداندن وى به هرات شد. 4 هنگام حج جامى نيز سلطان سفارش وى را به جامى كرد و حكمى همراه او كرد كه اگر خواجه با جامى بازگردد، دوباره او را ببخشد. 5
در سال 892 ه.ق كه امير عليشير نوايى بر والى گيلان خشم گرفته بود، والى گيلان در نامهاى نوشت:
اين فقير، غلام و چاكر پادشاهم. اگر بندگان حضرت على يك چاكر را به رسم داروغگى گيلان روانه گردانند، اين بنده تمام ولايت گيلان را بدو سپرده، خود متوجه زيارت كعبه معظمه مىشوم. 6