67جنگى از پسرش «عبداللطيف ميرزا» كه در سال 853 ه.ق بر وى شوريده بود، شكست خورد و سمرقند را از دست داد. با اينحال پس از فرار، به سمرقند نزد فرزند بازگشت تا متوجه حج گردد. عبداللطيف ابتدا خواستهاش را پذيرفت و او را همراه اميرحاجى روانه حج كرد. اما در راه، وى را به قتل رساند. 1
عاقبت بزرگان دينى و شيوخ كه از پايههاى حكومت منطقه و عامل استحكام و رابط آنان با مردم بودند نيز بعد از تصرف منطقه، همينگونه بود؛ آنان همانند خدامشان به قتل مىرسيدند؛ از جمله اين موارد مىتوان به قتل خواجه يحيى و فرزندانش، بهدستور شيبكخان ازبك، اشاره كرد؛ شيبكخان پس از تصرف سمرقند، «ميرزا سلطانعلى»، آخرين حاكم تيمورى سمرقند را به قتل رساند. اما از آنجا كه مشروعيت حكومت خانواده سلطانعلى به خواجه يحيى بسته بود، پس از اجازه سفر مكه به وى، او و خانوادهاش را در راه به قتل رساند. 2
ملوك سيستان نيز از همين طريق توانستند جان و حكومتشان را نجات دهند. آنها پس از حمله ازبكان و شكست بديعالزمان ميرزاى تيمورى و تصرف سيستان، مدتى در كوههاى اطراف آواره و سرگردان بودند. بعد به زيارت بيتاللهالحرام رفته، چندين سال در آنجا ساكن شدند و پس از آرام شدن اوضاع، دوباره به وطن خود بازگشتند. 3
تبعيد
گاهى حج، مجازاتى بود براى مردان سياست؛ كسانى را كه از خاندان سلطنتى بودند يا به خاطر خوشخدمتىهاى گذشتهشان از خونشان مىگذشتند، مجبور به ترك وطن و سكونت در مكه مىكردند؛ براى مثال، خواجه على مؤيد، اميرنصرالله كهستانى را كه