66پس از شكست، از جمله خواستههايشان عفو و اجازه سفر حج بود. اينگونه اطمينان مىدادند كه با گذشت از خونشان، دوباره شورش نكنند؛ چراكه از محل زندگى خود دور مىشدند و نمىتوانستند از نيروها و امكانات منطقه خود استفاده كنند. علاوه بر آن، املاك خود را نيز واگذار مىكردند. از اين موارد مىتوان به شورش «امير حسام الدين عمر» اشاره كرد كه توانسته بود در زمان سلطنت غازان، حكومت لرستان را در دست بگيرد. وى كه در برابر لشكركشى شاهزاده «صمصامالدين» شكست خورد، درخواست كرد كه از خونش بگذرند و بگذارند متوجه حج شود. اين اجازه را به او دادند، ولى وى پس از بازگشت از حج، دوباره شورش كرد و اينبار غازان حكم قتل وى را صادر كرد. 1
شاهان نيز پس از شكست از مدعيان همين رويه را پيش گرفتند. گرچه صدور اين اجازه از طرف مدعى بسيار بعيد مىنمود. اگر هم اين فرمان صادر مىشد، چندان ضمانتى براى پايبندى به آن نبود؛ چراكه زنده نگاهداشتن شاه، حتى دور از وطن، تهديدى بزرگ بود و احتمال شورش و زير بار نرفتن مردم را داشت. اميرحسين كه در زمان قدرتيابى تيمور شريك و همچنين رقيب وى بود، پس از شكستهاى متوالى از تيمور و مشاهده ناتوانى خود، به تيمور پيغام داد كه حاضر است ترك پادشاهى كند و فقط توقع دارد كه امان يابد تا براى گزاردن حج عازم مكه شود. تيمور نيز موافقت كرد و فرمان داد كسى مزاحمش نشود تا به هر طرف مىخواهد برود و تعهدنامهاى هم در اين باب نوشت. اميرحسين كه تيمور را مىشناخت، به فرمانش اعتماد نكرد. ازاينرو نيمه شب قلعه را ترك كرد و بالاى منار قلعه پنهان شد. اما وى پس از مدتى اسير، و سپس كشته شد. 2
از جمله سلاطين ديگر كه به همين سرنوشت دچار شد، «ميرزا الغبيگ» بود. او در