41اميرچوپان در سال 725 ه.ق، پنجاه هزار دينار براى جارى ساختن جوى آب در مكه اختصاص داد تا مشكل كمبود آب قوافل حجاج عراق را برطرف سازد. 1 اين جوى از چاهى بود كه بعد از خلفاى عباسى، به كلى از ريگ انباشته شده و كسى براى احياى آن اقدامى نكرده بود. 2
بعد از وفات اميرچوپان، تابوت او و پسرش را بنا به وصيت خودش، به حجاز روانه كردند. سلطان ابوسعيد، به همين دليل چهل هزار دينار بر خرج محمل افزود. تابوت، در عرفات و ساير مناسك حج، همراه محمل بود. در روز عيد اضحى نيز تمام حاجيان بر جنازه اميرچوپان نماز گزاردند و بهخاطر آبى كه به مكه آورده بود، او را استغفار نموده، در گورستان بقيع دفن كردند. 3
گويا اميرچوپان، قبل از مرگ، قصد حج داشته، اما سلطان مصر، مانع سفر وى شده بود؛ 4 چراكه از جارى كردن آب در مكه كه بدون اذن وى صورت گرفته بود، ناراضى بود. هنگامى كه بازان، رسول اميرچوپان، براى دادن خبر جارى كردن چشمه، به حضور سلطان مصر رسيد، از او بازخواست شد كه اميرچوپان با اجازه و مشورت چه كسى به اين كار اقدام كرده است؛ وى پاسخ داد: «سلطان مىداند كه عمل اميرچوپان خير است و باقى دستور سلطان است كه بخواهد خراب كند يا آباد سازد. كارى كه انجام شد، با مخارج امير بود. حال حكم شماست». بدين ترتيب سلطان نتوانست مخالفت خود را ابراز كند. 5 بههرحال اقدامات اين اميرِ مغول، باعث نفوذ و خوشنامى هرچه بيشتر ايلخانان در مكه شد؛ بهطورىكه در سال 728 ه.ق، خطيب مكه، بهاءالدين طبرى، در خطبهاش بر فراز قبه زمزم، سلطان ابوسعيد را دعا كرد؛ درحالىكه معمول آن، درود بر