40«حاجى دلقندى»، همراه او كرد و خراج بصره را نيز براى مخارج راه، به وى سپرد. گرچه اعراب باديه در راه به حميضه حمله كردند و قسمتى از اموالش را به تاراج بردند، ولى سرانجام توانست در همان سال بر تخت مكه بنشيند. 1 اين مسئله به نفوذ بيشتر ايلخانان در مكه انجاميد و موجب شد توجه سلاطين مغول، بيش از پيش، به امور حج معطوف گردد.
با روى كار آمدن ابوسعيد، بلافاصله اقدامات سياسى براى كسب قدرت مجدّد در مكه و مدينه آغاز شد. با كسب اجازه از سلطان مصر براى راهاندازى كاروان حج ايران، اين خبر در سراسر مملكت اعلام، و كاروان باشكوهى به مكه اعزام شد. سلطان مصر نيز توصيهنامههايى به شريف مكه و رؤساى قبايل عرب كه در مسير كاروان بودند، نوشت و از آنان خواست تا مانع و مزاحم كاروان ايران نشوند و به حجاج ايرانى احترام گذاشته، به امورشان رسيدگى كنند. 2 گفتنى است كه در اين سال، حميضه شريف مكه بود. وى در سالهاى 718 تا 720 ه.ق در مكه، به نام سلطان ابوسعيد خطبه مىخواند و كاروان حج ايران (قافله عراق)، در اين سالها، با هدايا و صدقات بسيار و باعظمت و شكوه، روانه حجاز مىشد. 3
بعد از اين نيز هر سال، حكومت، كاروان حج را راهى مكه مىكرد. در اين سالها اميرچوپان كه مقتدرترين فرد حكومت ايلخانى بود، به امور عامالمنفعه و شرعى، از جمله حج، توجه زيادى مىكرد. وى بناهاى زيادى در مسير اماكن مقدس مىساخت و سپس آنها را وقف مىكرد. حتى در سال 722 ه.ق خواستار زمينى در متصرفات مماليك مصر شده بود كه به دليل كارشكنىهاى ملك ناصر، سلطان مصر، بىنتيجه ماند. 4