206نوازش خسروانه، شرف امتياز و اختصاص يافته جوامع ضمير انور و التفات خاطر از هر مجال و مَآل خود به درجه اعلى تصور كند و بداند كه روزى كه از خزاين عنايت الهى تاج (وَ لَقَدْ كَرَّمْنٰا بَنِي آدَمَ) 1 بر تارك ما نهادهاند و خلقت شاهنشاهى و ديباى پادشاهى بر قد قدر ما دوخته و صيت جلالت و معدلت و كامكارى ما در اطراف بَرّ و بحر، صورت انتشار يافته الى يومنا هذا همواره مطيع نظر كيميا اثر بر صلاح و رواج حال و فراغ بال رعايا و زيردستان ربع مسكون بوده و همواره صداى نداى عنايت ايزدى بهگوش هوش ما مىرسانند.
برآن باش تا هر چه نيت كنى
نظر بر صلاح رعيت كنى
والحمد رب العالمين كه همگى نيت ارجمند برين معنا مصروف است كه عامه رعايا و كافه برايا در ظل رأفت همايون و كنف راحت و فراغبال روزگار گذرانند و اتفاقاً در محلى كه بهتفحص و تجسس احوال دادخواهان و مظلومان و آسيبرسيدگان اشتعال داشت، جمعى از تجار و حاجيان از نواحى اردبيل و گيلانات در مقام دادخواهى و تظلم درآمده، بذروه عرض رسانيدند كه در اين سال كه عزيمت مكه معظمه شرفهاالله تعالى تعظيماً و تكريماً و شرف آستانبوسى مزارات بزرگوار فايضالانوار نجف و كربلا و ساير مزارات ننموده بودند و بدان دولت سرافراز گرانيده، بهوقت مراجعت بهوطن مألوف، به محلى كه حدود مصر است، رسيدهاند. جمعى از قطاعالطريق سر راه بر ايشان گرفته وجوهات و تعلقات ايشان را به تمامى غارت كرده، به تالان بردهاند و جمعى به زخم شمشير و تير، مبتلا گشتهاند و آن جماعت سر و پاى برهنه، پيش آن عزيز آمده، كيفيت به عرض رسانيده، بهحال ايشان التفات نكرده و به تفحص و تجسس آن صورت قيام ننموده، كس به عقب قطاعالطريق نفرستاده. آن جماعت نااميد از مجلس انور رفته التجا به درگاه گيتىپناه نموده، چند كس را فرستادهاند و چون بهعرض همايون رسانيدند و صورت اهمال و تغافل آن عزيز مستبعد مجلس رفيع افتاد، از آنجا كه غيرت عصبيت