122موضوع بود كه به سرعت در شهرها و آبادىها نمايان شد؛ مردم از هم بيگانه شدند و مذهب، وسيلهاى براى رسيدن به اغراض سياسى شده بود.
خوافى بارها از بروز وبا، قحطى و سيل در اين سالها كه چند صدهزار قربانى گرفته بود گزارش كرده است. 1 آشوبهاى پياپى، ظلم و جور و غلبه فقر و گرسنگى، چنان اوضاع را آشفته و مردم را پريشان كرده بود كه مولانا عضدالدين در وصفشان گفته است: «نه از خدايشان ياد مىآيد، نه از پيغمبر». 2 كتاب «اخلاقالاشراف» عبيد زاكانى كه در انتقاد از اخلاق بزرگان و اشراف عهد خود نوشته شده، به خوبى فضاى مذهبى و اخلاقى آن روزگار را ترسيم نموده است. او مذهب مردم را در برابر مذهب قديم مردم كه ديگر به كار نمىآمد و منسوخ بود 3، مذهب مختار مىنامد. همان چيزى كه پژوهشگران معاصر، اسلام عامه مىخوانند. عشرتطلبى و غنيمت دانستن دم، محافظت از مال و مقام و سازگارى با هر شرايطى، رعايت نكردن احكام شرعى، بىحرمتى به صحابه، رواج ريا و سالوس - آنگونه كه در تمامى اشعار حافظ، جلوه يافته است، - اكتفا كردن به انجام فريضه حج و اصرار بر آن، حبّ خاندان پيامبر و مُعزّز داشتن سادات، از ويژگىهاى كلى اين دوره است.
اين تغييرات مذهبى شديد در جهان اسلام، با محو خلافت عباسى از صحنه مذهبى و حكومت مغولان، شروع شد كه نتيجه آن، كاهش نفوذ فقيهان در سرزمينهاى شرق اسلامى بود. 4 نبودن قدرت سياسى واحد، خلأ قدرت مذهبى را نيز در پى داشت و فرقههاى مختلف و طريقتهاى صوفيانه و عرفانى كه به شعائر دينى پايبند نبودند و فتوت، رواج فراوانى يافت. مردم كه به دنبال پناهگاههاى معنوى بودند، به اين