123طريقتها مىپيوستند. بهخصوص در مناطق تحت حكومت اعقاب مغول كه به تسامح و تساهل مذهبى شناخته شدهاند. اختلاف بين شيعه و سنى به حداقل رسيده بود و در محافل سنى، گرايش به تشيع ديده مىشد. 1 در همين دوره، سربداران حكومتى شيعى در شرق ايران تشكيل دادند. ولى بن اميرشيخ على نويان، ديگر حكومت شيعه را در خراسان و مازندران تشكيل داد. 2حتى شيخ حسن جلايرى در سال 742 ه.ق سكهاى مزين به اسامى ائمه شيعه ضرب كرد. 3
در دوره تيمورى، بيشتر مردم سنى بودند. نواحى محدودى چون گيلان، مازندران، خوزستان و شرق قهستان و شهرهايى چون رى، ورامين، قم، كاشان و سبزوار از مراكز شيعهنشين، به خصوص از نوع دوازده امامى بودند. 4
تيموريان مشروعيت خود را از راههاى مختلفى بهدست آوردند. يكى از راهها پيوند با چنگيزيان، براى تصديق فرمانروايى تيمور بود اما اين كافى نبود؛ ازاينرو وى پيروزىهاى خود را مديون عنايت ربّانى مىخواند و از اسلام، براى توجيه فرمانروايى و فتوحاتش استفاده مىكرد كه بارزترين نمونه آن، در رفتار وى پس از فتح دمشق نمايان شد. 5 تيمور خود را يكى از منجيان دين اسلام كه اول هر سده، براى تقويت و احياى اسلام ظهور مىكردند، مىدانست. در تزوكات تيمورى آمده است:
هر دولتى كه به دينى و آئينى قائم نباشد، استوار نيست. پس من سلطنت خود را به دين و آيين اسلام بنا نهادم و رواج و تقويت شريعت محمدى را سرلوحه كار خود قرار دادم. 6