121دوره فترت بين مرگ ابوسعيد ايلخانى تا پايان حكومت تيموريان، بسيار حائز اهميت است، زيرا مرحلهاى تعيين كننده در گذار از مذهب تسنن و نيز شكلگيرى حكومت شيعى صفوى در ايران بود. در اين دوره، با تشكيل حكومتهايى مانند سربداران، شيعيان در عرصه سياسى حضور فعال يافتند. در اين فصل به بيان تحولات مذهبى قرون مورد بحث و همچنين ديدگاهها و عملكرد جريانهاى مختلف مذهبى درباره حج، پرداخته شده است.
نگاهى به فضاى مذهبى ايران در قرون هشتم و نهم هجرى
جامعه ايران در دوران فترت بين مرگ ابوسعيد، آخرين شاه ايلخانى، تا استيلاى اميرتيمور گوركانى، شاهد هرج و مرج عجيب و منازعات بىوقفه، بين امراى مقتدر دوره ايلخانى بود. اين امرا در مناطق تحت تصرف خود، حكومت خاندانى برپا كرده بودند و با دستاندازى به شهرهاى مجاور، كشتارهاى عظيم بهراه مىانداختند. تسليم شدن يا دفاع كردن، تفاوتى در سرانجام شهر نداشت و در نهايت، غارت و مصادره اموال را در پى داشت. از مهمترين اين حكومتها كه در عرصه سياسى فعال بودند، جلايريان و چوپانيان در آذربايجان، عراق و سوريه، آلاينجو و مظفريان در فارس و كرمان، جانىقربانيان در مرو و طوس و سربداران در شرق كشور بودند. اين حكومتها كار ويژه مذهبى و اجتماعى نداشتند و بيشترين مدت حكومت خود را در جدال با رقباى سياسى يا در نزاع خانوادگى بهسر مىبردند. بحران عقيدتى پيامد اجتماعى اين