203روز سهشنبه، يازدهم [ربيعالثانى] در سامره مشرف بوديم. صبح بعد از غسل مشرّف شديم به حرم محترم و سردابه مقدسه. دم سردابه الحمدلله از بندىها آزارى به ما وارد نيامد. همه نبودند. يك نفرى بود به او جزئى داديم؛ اما پيش از ظهر بعد از مراجعت از حرم، گرفتار تذكرهچىهاى ملعون شديم. به ناحق سههزار به سختى از حقير گرفتند. خدا آنها را به همه لعنتهاى خود لعنت كند كه چنان عاجز شدهام از دادن اين وجههاى بىحاصل كه به تقرير و تحرير نمىآيد.
در اينجا بعد از مراجعت از حرم، به آخوند كرمانى رسيدم. قدرى مرا گردش داد. برد به مدرسهاى كه جناب ميرزا ساخته بودند، و خانههاى ايشان را نشان داد. گفت: ايشان بيست سى دست خانه و دكانهاى بسيار و دو حمام در اينجا دارند، و اين مدرسه را نيز ايشان ساختهاند، با جسرى كه روى شط است؛ والله العالم.