197حسن، بد پسرى نبود. بسيار خدوم و حرفشنو بود. من مُكارى به اين خوبى نديده بودم. هوا بسيار گرم است [و] متصل عرق از ما مىريزد.
اول ماه ربيعالثانى 1316ق
روز شنبه، اول ماه ربيعالثانى سنه هزار و سيصد و شانزده در ارض كاظمين (عليهما السلام) بوديم. صبح غسل زيارت كرده مشرف شديم. عصر نيز غسل زيارت كرده، مشرف شديم. الحمدلله و له المنّه كه خدا منت گذاشت بر اين پَست ناقابل كه به پابوس اين كرام معصومين: مشرف شويم، و فيض عتبهبوسى ايشان را با اين روسياهى دريابيم. خدا كند كه از فضل و كرم عميم خودشان قبول فرمايند.
هوا بسيار شب و روز گرم است؛ الآنكه قدرى پيش از صبح تا قدرى از روز برآمده بد نيست. مىتوان حركت به جايى كرد. عصر حاجى ميرزا رفيق نائينى ديدن آمد. بىخود تخلف از مادر و برادر خود كرده، آنها به عجم رفتهاند و ايشان خيال مراجعت به كربلا را دارند.
روز يكشنبه، دُويّم در همان ارض مقدّسه بوديم. صبح حسب العاده بعد از غسل مشرف شديم. عصر را هم اگر توفيق باشد خيال داريم. امروز از بس دستفروشهاى يهودى و مسلمان آمدند به جهت فروش اجناس خود، ما را تنگ آورند. هر چه آنها را جواب مىگوييم، باز مىآيند و رها نمىكنند؛ به گمان آنكه ما پول داريم مىتوانيم خريدى بكنيم. امروز زياد هوا گرم بود. باد بسيار گرمى كه باد سَموم 1باشد، اشد از بادهاى سموم نجف اشرف، مىآمد. خدا رحم كند كه ما مبتلا به چنين بادى در بيابانها نشويم، والا هلاك خواهيم شد. «اللّهم ارحمنا فى جميع الاحوال، واجعلنا مع ساداتنا محمد و آله: فى كل عافية و بلا و فى كل مثوى و منقلب» .
روز دوشنبه، سِيّوم در همان ارض مقدّسه بوديم. الحمدلله و له المنّه، على الصباح بعد از غسل مشرّف شديم. عصر هم اگر توفيق مساعدت كند، مشرف مىشويم. هوا زياد گرم است. از ديروز گرمتر است. دست مىگذارى به چفتى كه به در اطاق تالار است كه آفتاب ابداً آن تالار را نمىگيرد، دست مىسوزد! حاجى حسين مستأجر اين كاروانسرا صبح و عصر مىآيد نزد ما چاى مىخورد. صحبتهاى متفرقه از همه جا و اغلب بلاد مىدارد. مرد