196راست و چپ باغهاى نخل و نارنج و ليمو بود. بعد هم به چند آبادى و خانههاى حصير عربى رسيديم كه از جمله آن آبادىها اُمّالحر بود. مسيب هم جاى آبادى است. ماست و نانش خيلى فراوان است. به زور به زوّار مىفروشند.
روز پنجشنبه، بيستونهم در محموديه بوديم. صبح بعد از نماز بار كرديم از مسيب، و تخميناً سه و نيم [ساعت] از روز برآمده، وارد محموديه شديم. در خان محموديه، در سكوى طويله منزل داشتيم؛ بسيار گرم [بود]. آب را كوزهاى سه پول و چهار پول مىفروختند. خورش غير از دوغ پرآبى گيرمان نيامد؛ اما گوشت خوبى ميرزا رضا خريده بود. براى شب طاسكباب كرد با چلو؛ بسيار خوب شده بود. محموديه خيلى نسبت به سابق آباد شده، قهوهخانهها و خانههاى بسيار تازه ساختهاند و كاروانسراى تازه هم در دست داشتند مىساختند. دكانهاى متعدد از آشپزى و سقطفروش 1و عطارى و بقالى و غير ذلك تازه ساخته بودند. شب را از آنجا ساعت دو بار كرديم. گفتند راه خيلى خوف دارد؛ عسكر 2بايد با زوّار بيايد. عسكرها عجله كردند كه زود بار كنند. خيلى بر من مشكل بود اين وقت سوار شدن؛ بهخصوص سوار الاغ شدن. متوسل شدم. از بركت ائمه هدى: به سهولت آمديم. پر خوابم نگرفت و سخت نبود.
روز جمعه، سىام بعد از طلوع فجر وارد ارض كاظمين (عليهما السلام) شديم. نماز صبح را آنجا كرديم. نرسيده به شهر، سر آبى وضو گرفتيم و وارد شديم. از جسر شط بغداد كه گذشتيم، يك فرسخ راه به شهر داشتيم. آبادى و باغهاى زياد در راه بود. از آن جمله به بقعه زبيدهخاتون، زن هارون گذشتيم. مىگفتند اين عمارت سابق در وسط شهر بغداد بود. ديگر به قبر جُنيد بغدادى و قبر معروف كرخى گذشتيم. بعد از نماز صبح، صرف چاى كرديم و خوابيديم. بعد برخاسته، ناهارى خورديم و غسل جمعه و زيارت كرده، نزديك ظهر به حرم مطهر مشرف شديم. جاى همه دوستان خالى. نماز ظهر و عصر را در همان حرم گذاشتيم. بعد بيرون رفته، سر قبر مرحوم شيخ مفيد - عليه الرحمه - و سر قبر ابن قولويه - عليه الرحمه - فاتحه خواندم. قبر اين دو بزرگوار در رواق پايين پا در طاقنمايى كه متصل به ديوار حرم محترم است، مىباشد. منزلمان در خانه كاروانسراى حاجى حسين مرجانفروش است. ظاهراً بد آدمى نباشد. از هر نفرى هر شبى دو پول بنا شد بگيرد كه آب هم خودشان بياورند. چاروادرمان