247و يارانش پايدارى كردند و به شدت با انگليسىها درگير شدند و از پيشروى آنها جلوگيرى كردند. اين نبرد در 5 ربيعالثانى سال 1333در منطقهاى به نام «نهر روطه» روى داد.
سيد و باقى علما و بسيارى از قبايل، چندين ماه بود كه در آن جبههها به سر مىبردند و انگليسىها در اين مدت براى حمله سراسرى دوباره مراكز تجمع آنان آماده مىشدند؛ حملهاى بسيار وحشتناك كه تا آن زمان سابقه نداشت. انگليسىها هجوم خود را به جناح راست نبرد در شعيبه متمركز كردند و پيروز شدند. سپس نيروى بسيارى را به جناح چپ در حويزه بردند و در آنجا هم پيروز شدند. وقتى از خطر آن دو جناح فارغ شدند، به قلب جبهه روى آوردند. در آنجا سيد مهدى و گروهى از علما و بسيارى از مجاهدان مشغول نبرد بودند و نيروىهايى از ارتش عثمانى همراه آنان بودند.
انگليسىها در اين جبهه نيز پيروز شدند و فرمانده ارتش عثمانى نورالدين بك همراه سپاهش عقبنشينى كرد. سيد مهدى و بقيۀ علما و يارانشان در يكى از كشتىهاى ارتش عثمانى سوار شدند كه دو قايق در سمت راست و چپ آن قرار داشت. هيزم و سوخت براى رسيدن آنان به موطنشان كافى به نظر نمىرسيد. به همين دليل، توقف كشتى زياد بود و بسيار كند حركت مىكرد. و اين سبب مىشد كه دشمن به آنان برسد. در حالى كه آنان در رودخانه هدف تيرهاى دشمن قرار گرفته بودند، هواپيماهاى دشمن نيز بالاى سرشان در حال پرواز بودند. پس صلاح ديدند كه در كشتى و قايقها پراكنده شوند و در يك جا جمع نشوند تا با پرتاب يك بمب، همگى به شهادت نرسند. سيد مهدى و سه فرزند و بردارزادهاش، سيد عبدالكريم و پسرعمويش سيد عبدالحسين در قايق سمت راست و سيد مصطفى كاشانى و كسانى كه با او بودند، در قايق سمت چپ سوار شدند و شيخ الشريعه و كسانى كه با او بودند، در كشتى ماندند.
چون زعماى قبايل كنار ساحل رود دجله دانستند كه سيد مهدى در قايق است و ديدند كه دشمن به او نزديك مىشود، قايق كوچكى فرستادند تا او را به ساحل رودخانۀ دجله بياورد. پس از درنگى بسيار سيد مهدى و فرزندانش و پسرعمويش سوار آن قايق كوچك شدند و در ساحل فرود آمدند. سيد مهدى و فرزندانش پس از اندكى استراحت، به قلعهاى وارد شدند و نماز مغرب و عشاء را در آنجا خواندند. سپس ديدند كه مصلحت، در ادامه دادن