243و كاظمين با آغوشى باز آنان را گرامى داشت و پذيرا شد و بدرقه كرد. اما ميزرا محمدتقى شيرازى 1وقتى در سامراء خبر هجوم انگليسىها را شنيد، فرزند بزرگش را به كاظمين فرستاد. وقتى سيد مهدى حيدرى به قرنه عازم شد، به همۀ زعماى قبايل و رؤساى عشايرى كه در دو سوى رود دجله بودند، تلگراف فرستاد و گفت كه عازم ميدان نبرد است و به آنان دستور داد آماده باشند تا در صفوف مجاهدان قرار گيرند.
عصر روز سهشنبه 12 محرم سال 1333 سيد مهدى حيدرى از كاظمين به راه افتاد؛ در حالى كه شيخ مهدى خالصى 2و شيخ عبدالحميد كليدار و گروهى از مجاهدان همراه او بودند. همه اهالى كاظمين به بدرقۀ كاروان پرداختند و اين كاروان بزرگ به ساحل رود دجله در بغداد رسيد. آنجا كشتىها و كاروانهايى آماده شده بود تا آنها را به ميدان نبرد برساند. هر گاه اين كاروان به يكى از شهرها يا قبايل عرب در اطراف رود مىرسيدند، فرمان به ايستادن كاروان مىداد و با همراهانش پياده مىشدند و مردم را به گرد خود مىآوردند و آنان را بر جهاد ترغيب مىنمودند.
وقتى كاروان به شهر عماره رسيد، مردم را در مسجد جامع جمع كردند و برخى از مجاهدان به سخنرانىهاى حماسى پرداختند. سپس خود سيد مهدى بالاى منبر رفت و مردم را به جهاد فراخواند و آنان را به فداكارى و ايستادگى تشويق نمود و به محكم نمودن صفوف و يكپارچگى در برابر دشمن فرمان داد و به شهادت و