16باآن كافر مىشود روشن براى او نشده بود واگر معتقد به ارتداد او بود در كشتنش تلاش مىكرد و او در كتابهايش به پذيرش گواهى اهلهواها و نماز خواندن پشت سر آنها تصريح كرده است. 1
شيخ جمالالدين قاسمى سلفى، (م. 1333 ه .ق) مىگويد:
... كسى نمىتواند بگويد آنان بهطور عمد از حق انحراف پيدا كرده و با سوءنيت و فساد باطن، با صواب درگير شدهاند. نهايت چيزى كه در انتقاد در برخى آراى آنان گفته ميشود اين است كه ايشان در آنها اجتهاد كرده و به خطا رفتهاند و اين انتقاد، در حق بسيارى از بزرگان قدما و متأخرين وارد است؛ زيرا خطا از شأن غيرمعصوم است و گفتهاند: مجتهد خطا مىكند و بهواقع مىرسد و لذا بر او ننگ و عار نيست اگر در گفتار يا رأيى خطا كند و ملامت، مخصوص كسى است كه از جاده و راه حق عمداً منحرف شود و اين احتمال در مورد مجتهدى كه فضلش ظاهر و عملش زياد است تصور نمىشود. 2
همچنين مىگويد:
اگر دوستدار حقى، مخالف خود را رها كن تا به اعتقاداتش تصريح كند؛ زيرا يا تو را قانع مىكند و يا تو او را قانع مىكنى و با زور با او معامله مكن؛ زيرا هيچ انديشهاى با زور انتشار نيافت و هيچ قومى با تندى و شدت تفاهم پيدا نكرد. هركس در معامله با مخالفش، از حدى كه احسن است خارج شود، به دردسر مىافتد و او را از ادب خارج كرده و به آن محتاج مىگردد؛ زيرا اين از طبع بشر است؛ هر قدر اخلاقشان رشد كرده و در آداب مراتبشان پيشرفت يابند. لذا بايد دانست كه اختلاف در رأى، از سنّتهاى روزگار و از مهمترين عوامل پيشرفت بشر است و رعايت ادب، همراه با لطف به كسانى كه در صدد انتقال