15رهبران اسلام نيست، بلكه گفته او مختلف استبه اينكه او مرجئه را تكفير نكرده؛ (آنان كه مىگويند: ايمان، قول بدون عمل است.) و تكفير نمىكند كسانى را كه على را بر عثمان مقدم مىدارند و تنها جهميه را تكفير مىكرده كه منكراسما و صفات الهى بودهاند؛ زيرا ضديت گفتههاىآنان با آنچه پيامبر(ص)آورده ظاهر و آشكار بودهو بهجهت آنكه حقيقت گفته آنان تعطيل خالق استو او مبتلاى به آنان بوده، بهطورىكه حقيقتامر آنان را شناخته و اينكه امر آنان بر تعطيلدور مىزند و تكفير جهميه مشهور نزد سلف وامامان بوده؛ ولى اشخاص آنان را تكفير نمىكرده ونيز آن كس كه مخالف خود را عقوبت مىكنداز كسى كه فقط به آن دعوت مىكند،«گناهش» بزرگتر است و نيز كسى كه مخالفش راتكفير مىكند، «عقوبتش» سنگينتر است از كسىكه او را عقوبت مىكند و درعينحال، كسانىكه از واليان امور، معتقد به عقايد جهميهاند بهاينكه قرآن مخلوق است و خداوند در آخرت ديده نمىشود و غير اينها و مردم را به اينعقايد دعوت كرده و آنان را امتحان نموده و درصورتىكه دعوتشان را اجابت نكنند آنان را عقوبت نموده وتكفير مىكنند تا بهحدى كه چون اسير مىگرفتند، او را رها نمىكردند تا اقرار به قولجهميه نمايد كه قرآن مخلوق است و غير اينها؛ وبه كسى ولايت نداده و از بيتالمال روزى نمىدادند مگر به كسى كه به عقايدشان اقرار كند،درعينحال امام احمد بر آنان ترحم نموده و طلبمغفرت كرده است؛ زيرا مىداند برايشان آشكار نشده كهرسول را تكذيب كرده يا منكر دستورات آورده شده بهوسيله اويند؛ ولى تأويل كرده و بهخطا رفتهاندو از كسانى تقليد كردهاند كه اين مطلب رابرايشان بازگو نمودهاند؛ و همچنين است شافعى چون بهحفص الفرد، هنگامى كه گفت: «قرآن مخلوق است»، گفت:تو به خداى عظيم كافر شدى، براى او تبيين كردكه اين قول كافر است؛ ولى حكم به ارتداد حفصبهمجرد اين قول نكرد؛ زيرا حجتى كه انسان