17فكر به آنان هستيم، قاعدهاى است كه در هيچ جامعهاى نبايد از آن تخلف شود و دشمنى كردن در مورد نزاعهاى دينى و غير آنها از شأن جاهلان و افراد هوسباز است، نه عالمان و افراد معتدل. 1
4. عدم جواز حكم به لازمه مذهب
ابنرشد در تعريف تكفير به مآل و لازمه مذهب مىگويد:
و معناى تكفير به لازمه مذهب آن است كه انسان تصريح به قولى ندارد كه كفر است؛ ولى تصريح به اقوالى دارد كه لازمه آن كفر است؛ ولى او معتقد به آن لزوم نيست. 2
از صريح عبارات بسيارى از علما استفاده مىشود كه تكفير افراد، به لازمه مذهبشان جايز نيست. ابن حزم مىگويد:
و اما كسى كه مردم را به لازمه اقوالشان تكفير كند، خطاكار است؛ زيرا اين كار دروغ بستن بر مخالف و نسبت دادن به عقيدهاى است كه او قائل به آن نيست؛ گرچه لازمۀ سخنش مىباشد... . 3
ابنتيميه مىگويد:
...لازمه مذهب جزء عقايد مذهب بهحساب نمىآيد، مگر آنكه صاحب آن مذهب ملتزم به آن باشد... . 4
همچنين مىگويد: «صحيح آن است كه مذهب انسان، آن وقتى مذهب اوست كه ملتزم به آن باشد؛ ولى اگر آن را انكار و نفى كند، انتساب آن به او، دروغ بر اوست...». 5
همچنين مىنويسد:
لازمۀ قول انسان، دو نوع است: