114
3. احتجاج به تأويلهاى منكر
ابنتيميه مىگويد:
و معلوم است كه خوارج همان بدعتگذاران و خارجشوندگان از دين مىباشند؛ آن گونه كه در نصوص بسيار از پيامبر(ص)و اجماع صحابه رسيده كه آنان را مذمت كرده و طعن زدهاند؛ زيرا آنان آياتى از قرآن را بر اعتقاد خود تأويل كرده و مخالف آن را به اعتقاد اينكه مخالف قرآن است، تكفير كردهاند. 1
4. خلط بين حق و باطل
ابنتيميه مىگويد:
همانا بدعت حق خالص موافق با سنت نيست؛ زيرا اگراين گونه باشد، باطل نيست و نيز باطل محض كهحق در آن نباشد، نيست؛ زيرا در اين صورت، برمردم مخفى نبوده، بلكه مشتمل است بر حق و باطلو صاحب بدعت حق را با باطل مشتبه و مخلوطنموده است، يا خطاكار و غلط كننده است و يابه جهت نفاق و الحادى كه در اوست، عامد است. 2
5. پيروى از گمان و هواى نفس
ابنتيميه مىگويد:
و هر كس كه با آنچه پيامبر(ع)آورده، مخالفت كند، به آنچه دارد علم و اعتدالنداشته، بلكه تنها نزد او جهالت و ظلم و گماناست (و آنچه هواى نفسهاست، درحالىكه، هدايت ازسوى پروردگارشان براى آنها آمده است...). 3
6. تساهل در ظلم و تعدى به مردم
ابنتيميه مىگويد: