142به عمران و آبادانى آستان حسينى بازنايستادند؛ حتى نقل شده است كه متوكل هفده بار قبر حضرت را ويران و زائران را به قتل و حبس و شكنجه تهديد كرد، ولى با همه اين جنايات نتوانست از سيل زائران جلوگيرى كند. مردم انواع شكنجهها را تحمل مىكردند، ولى دست از زيارت برنمىداشتند. در يكى از سرودههايى كه آن را بر سر منابر و در محافل مذهبى مىخواندند، آمده بود:
اگر بنىاميه به ناحق و از روى ستم فرزند دختر پيامبرشان را كشتند، اينك افرادى از دودمان بنىهاشم جنايتى ديگر مرتكب شدهاند و مرقد آن حضرت را به ويرانهاى تبديل كردهاند. گويى عباسيان متأسفند كه چرا در ماجراى كربلا براى همكارى با جنايات بنىاميه حضور نداشتهاند و اينك با تهاجم به تربت حسينى، از آن جفاكاران پيروى مىكنند. 1
ديرى نگذشت كه متوكل به هلاكت رسيد و پسرش «منتصر» كه پدر را كشته بود و به خاندان عترت علاقه داشت، روى كار آمد. منتصر با علويان رفتارى نيكو پيش گرفت و به حمايت از آنان برخاست و با كمكهاى مالى، ايشان را تقويت مىكرد. در سالهاى نخستين حكومت خود، بارگاه امام حسين (ع) را بازسازى كرد و به حال اول بازگرداند و زمينههاى زيارت آن تربت پاك را فراهم ساخت در اين زمان آستانه حسينى شكوه و جلال ويژهاى يافت و مناره بلندى در كنارش ساخته شد كه با نورافشانى آن، زائرين در شب، از دور راه را بازمىيافتند و به سوى حرم حسينى هدايت مىشدند. شيعيان و بنىطالب فرصت را غنيمت شمرده و به سوى كربلا سرازير شدند. سيد ابراهيم مجاب، فرزند سيد محمد عابد، فرزند امام كاظم (ع) كه مرقدش در زاويه شمال غربى رواقى قرار دارد و در حرم مطهر حسينى به نام خود اوست، در زمان منتصر به كربلا هجرت كرد و اين شهر را وطن خويش قرار داد.
با مرگ منتصر، پسر ديگر موكل يعنى محمد به خلافت رسيد. او نيز هرگز شيوه ننگين پدر را دنبال نكرد. با مردم به درستى رفتار كرد و به علويان احترام مىگذاشت و در حقشان نيكى مىنمود و درصدد بود تا كدورتهاى پيشين را برطرف كند. مرقد امام حسين (ع) و ديگر شهداى كربلا را تعمير كرد و دستور داد تا مردم مانند گذشته به كربلا بروند. بنايى منتصر بر مرقد امام احداث كرده بود، در سال 273 هجرى رو به ويرانى نهاد. از اينروى در