141مرقد به گردش درآمد و مرقد را فرا نگرفت. او گروهى از كارگزاران خويش را گرداگرد مزار حسينى گماشت تا زائران را از زيارت آن بارگاه نورانى بازدارند. به دستور او عدهاى نيروى مسلح در تعقيب زائران بودند؛ با اين حال شيعيان در نينوا اجتماع كردند و به سوى كربلا روان شدند. نگهبانان درصدد سركوبى ايشان برآمدند، اما آنان مقاومت كردند و گفتند اگر همه ما را بكشيد، هر كدام كه باقى باشيم، به زيارت بارگاه حسينى مىرويم. سرانجام با دلايل منطقى او را قانع كردند كه از اين رفتار مذموم دست بردارد. وقتى فرمانده سپاه او كه در كربلا مستقر بود، اين نكات را در نامهاى به متوكل گزارش داد، او تسليم شد و دست از آزار زائرين و تخريب بناهاى كربلا برداشت، اما بار ديگر در سال 237 هجرى دستور ويرانى و جلوگيرى از زيارت علاقهمندان را داد؛ به همين سبب دلها جريحهدار گرديد و مردم در اماكن عمومى، مساجد و محافل دينى، معابر و بازارها متوكل را لعن و نفرين مىكردند و شعرا در هجو و توبيخ او شعرها سرودند، اما متوكل همچنان به جسارت و اهانتهاى خود ادامه داد و در سال 247 فرمان تخريب آستان حسينى و ممانعت شديد از زيارت مردم را داد.
متوكل از اين مىهراسيد كه مرقد امام حسين (ع) به پايگاهى عليه فساد و خلافكارىها و جنايات او تبديل گردد و حماسه عظيم كربلا الهامبخش قيامهاى فراگير عليه بساط عباسيان شود؛ اما دوستداران سرور و سالار شهيدان در هيچ شرايطى از زيارت آن حضرت و اهتمام