204جامعه خود طرد نمايند و از آنها دورى كنند؛ زيرا آنها مايه ننگ دين و آبروى مسلمانان هستند!
اما با اين اوصاف، تكليف خود صاحب فتوى كه به دانشمندان بزرگ شيعه و حافظان شريعت اهانت نموده است، چه خواهد بود؟ مگر او نگفته بود: «هر كس در كفر و الحاد و وجوب قتل و جواز قتل (علماى شيعه) ترديد كند، او خود مانند آنان كافر است؟!».
مگر نه اين است كه بسيارى از علماى بزرگوار اهل سنت، در تكفير شيعه توقف و ترديد كردهاند؟ طيف وسيعى از آنها به مسلمان بودن شيعه فتوا دادهاند؟ 1
با اين فتوا نهتنها علماى شيعه تكفير شدهاند، بلكه نامبرده به تكفير عالمان بزرگ اهل سنت، مانند: ابوحنيفه امام اشعرى، امام شافعى، سفيان ثورى، ابن ابىليلى، داودبن على، حسن بصرى، سعيدبن مسيب، ابن عُييْنه، ابن سيرين، زهرى، ابوطاهر قزوينى، امام سبكى، ابومحاسن رويانى و علماى سابق بغداد، اقرار نموده است! 2
همچنين اين مفتى، بزرگانى همچون، ابن حزم ظاهرى، شيخ بزرگ ابن عربى، عارف شعرانى، صاحب فتح القدير، ملاعلى حنفى، ابن تيميه، ابن عابدين، نبهانى و عالمان ديگر اهل سنت را تكفير كرده؛ زيرا اين عالمان به اسلامِ معتقدان به اركان خمسه، اعم از شيعه و ديگران حكم كردهاند!
بنابراين، اگر اهانت به علم و دانشمندان، موجب و ملاك كفر افراد باشد، صاحب فتواى فوق، كافرترين كفار خواهد بود؛ زيرا وى با فتواى خود، به همه ائمه مسلمانان و علماى موحد، تهمت و اهانت روا داشته است.