203تاراج بردهاند، آيا بهتانى از اين سبكتر و توجيهى از اين پستتر سراغ داريد؟
آنها درباره شيعه اين چنين مىگويند! در حالى كه خود شيعه مؤسس علوم بودهاند و رشتههاى حكمت و تأليف را خود تحكيم بخشيدهاند و در اين رهگذر نيز، به مقام والا و باارزشى دست يافتهاند و همچنين در علوم اصول و فروع هم، گوى سبقت را از ديگران ربودهاند؟ 1
شيعه چگونه و از چه طريقى توانسته است به مقام علم و دانش اهانت كند؟ آيا به وسيله مدارسى كه خود، آنها را تعمير كردهاند؟ و يا به وسيله مراكز و شهرهايى كه براى آموختن و گسترش علم به آن هجرت كردهاند و شايد تا صرف وقت و عمر و اموال خود كه در راه علم و آموختن و ياد دادن آن صرف كردهاند؟ به هر حال بايد گفت كه برخلاف تهمتهايى كه به شيعه وارد كردهاند، اهل تشيع نهتنها توانستهاند قواعد و اصول علم را با دلايل و براهين استوار استحكام ببخشند، بلكه راه علم و دانش را براى جهانيان نيز هموار كردهاند.
حال اين سؤال مطرح مىشود كه آنها بر اساس چه مبنا و مدركى شيعه را متهم به اهانت به علم و عالم كردهاند، در صورتى كه هر شخص اهل و نااهلى، مىداند كه دانشمندان بالاترين و بهترين تعظيم و تجليل را از شيعه سراغ دارند تا جايى كه در تبيين وقايع و حوادث علمى دنيا و دين، شيعه تنها به آنها مراجعه مىكند.
در اين بين، گاهى علما و قاضىهاى رشوهخوار عالمنمايى نيز، بودهاند كه به خاطر پست و مقام و جلب منافع مادى، دست به اعمال ناشايستى مىزدند، البته اين افراد نه تنها مورد احترام نيستند، بلكه بر مسلمانان واجب است، آنها را از خود و