189آن را ترك كنند! 1
اين حوادث و رويدادها از جمله وقايع تلخى هستند كه همه مورخان به آن اعتراف دارند و تمامى كتابهاى تاريخى هم آن را بيان كردهاند و موضوع كاملاً آشكار است.
پيمان با معاويه
امام حسن(ع) در صلحنامهاى كه با معاويه داشت، با او شرط كرد كه به على(ع) ناسزا نگويند. اما معاويه آن شرط را نپذيرفت، سپس امام حسن(ع) از او خواست كه دستكم در حضور آن حضرت به ايشان ناسزا نگويد. معاويه، اين شرط را پذيرفت، اما به آن عمل نكرد. 2
روزى كه امام حسن(ع) در مسجد كوفه بالاى منبر بود، معاويه على(ع) را ناسزا گفت، امام حسين(ع) كه در آنجا حضور داشت، برخاست تا جلوى او را بگيرد. امام حسن(ع) او را به آرامش و سكوت دستور داد.
باز هم معاويه موضوع را تعقيب مىكرد و سماجت مىنمود كه امام حسين(ع) از جا حركت نمود و معاويه را رسوا و ساكت كرد. 3
اما معاويه دستبردار نبود و پيوسته پيش هر فاسق و فاجرى، به ناسزاگويى على(ع) زبان مىگشود و تا مىتوانست ديگران را نيز، به اين كار وادار مىنمود!
معاويه به سعدبن ابىوقاص گفت: