190چرا على(ع) را ناسزا و دشنام نمىدهى؟ سعد پاسخ داد: «به خاطر مزايا و امتيازاتى كه رسول خدا(ص) براى على(ع) قايل بود، كه اگر يكى از آنها را من داشتم، برايم از داشتن شتران سرخ مو محبوبتر بود. 1
به احنف بن قيس دستور داد كه بايد منبر بروى و خواه و ناخواه به على(ع) لعنت كنى، اما ميان آنها كار به مشاجره و رسوايى كشيد و چون معاويه ترسيد كه اگر احنف بالاى منبر برود، كار رسوايى، بيشتر مىشود، بدين جهت از منبر فرستادن او صرفنظر كرد. 2
علاوه بر اين، همه مىدانند كه معاويه، حجربن عدى و ياران او را به اين دليل كشت كه آنها حاضر نشدند، از او اطاعت كنند و به على(ع) ناسزا بگويند، در صورتى كه اگر از او متابعت مىكردند، جان آنها محفوظ مىماند. 3
معاويه به عبدالرحمن بن حسان غفرى دستور داد كه على(ع) را لعن كند، اما او زير بار نرفت، آنگاه او را دستگير كرد و پيش زيادبن ابيه فرستاد و دستور داد او را به بدترين شكلى به قتل برساند! زياد هم، عبدالرحمن را، زنده زير خاك كرد!
به هر حال، معاويه هم خود در مجامع عمومى به على(ع) ناسزا مىگفت و هم ديگران را در همهجا براى انجام اين گناه، تهديد و تشويق مىنمود، در حالىكه پيامبر(ص) فرموده بود: «
مَن سَبَّ عَلِيّاً فَقَدْ سَبَّنِي .» 4؛ «هر كس على(ع) را دشنام و ناسزا بگويد، به من ناسزا گفته است».