145آنها مگر اين آيهها را نخوانده بودند كه مىفرمايد: «پيامبر شما نه هرگز گمراه شده و نه به باطل گراييده است و نه از روى هوى و هوس سخن مىگويد، بلكه سخن او وحى الهى است كه فرشته توانمند الهى (جبرئيل) به او آموخته است!». 1 در قرآن كريم چنين آيههايى كه پيامبر(ص) را از هجر و هذيان و هرگونه لغزشى مصون مىداند، فراوان وجود دارد. علاوه بر اينكه دليل عقل نيز، مسئله عصمت پيامبر(ص) را اثبات مىكند و مطلب بر اولىالالباب پوشيده نيست.
البته آنها هم مىدانستند كه پيامبر(ص) تصميم دارد عهدنامه خلافت را استوار سازد و با تأكيد بر نص، خلافت و امامت امامان معصوم از عترت خويش را كتبى تثبيت نمايد، تا تكليف امت مشخص شود، به همين دليل از انجام اين كار مهم او را بازداشتند و آن سخن ناروا را به زبان جارى ساختند، در حالىكه خليفه دوم از هدف پيامبر(ص) باخبر بود و در مشاجرهاى كه بين او و ابنعباس واقع شده بود، به آن اعتراف كرده بود. 2
هدف پيامبر(ص) چه بود؟
پيامبر(ص) مىفرمايد: «كاغذ بياوريد، تا چيزى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد» و «من دو چيز در ميان شما به يادگار مىگذارم كه اگر بدان تمسك جوييد، هرگز گمراه نمىشويد، كتاب خدا و عترت من كه اهلبيتم هستند». هر انسان هدايتشدهاى كه در اين عبارتها تفكر كند، متوجه مىشود كه هر دو بيان، يك مطلب را بازگو مىكند و آن حضرت در بيمارى خود - كه پدر و مادرم به قربان او باد - اراده كرده بود، تفصيل آنچه را در حديث «ثقلين» آمده بود، بيان كند، اما زمانى كه